درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٤٦
و هم او روزهاى بعد سه جبهه مىگيرد، تو را به اين سه جبهه مىكشد، كه بايستى آماده هر سه جبهه باشى.
وه چه پيوستگى عميقى دارند كه اگر هم روى مصلحتى از همه جدا باشند هميشه از بن و ريشه با هماند:
فرعون نزد قارون مىرود و قارون به خدمت فرعون، بلعم به دربار فرعون و فرعون هم به مسجد يا دير و كليساى و خانقاه بلعم كه: دربار و اين عبادتگاه و اين بيتالمال جولانگاه اين هر سه شيطان است، كه هر يك در آن دو ديگر نقشها و نقشهها دارند، گرچه اصل از قدرت فرعونى است، ولى تا ثروت قارون و شريعت بلعم نباشد شاهنشاهى فرعونى نمىپايد ... و از ترس آنكه مبادا يكى از آن دو هوس آريامهرى كنند خود نيز آن دو ديگر مىشود، و خوردهپاهاى قارونى و بلعمى را زير و پا مىگيرد، كه امام جمعه و شيخ الاسلام، مالداران و شرعمداران نيز نمايندگان اويند، همه و همه اوست همه هيچاند و او هيچ چيز كه «فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى»! و نه تنها «خدايگان» بلكه «خداى خدايان».
اينجا مىفهميم كه صحنه رمى جمرات مكتب مبارزه پيگير عليه شيطانهاست، عليه ثالوث شيطنت: شيطان سه پايه هفت در هفت آتشه.
خود عدد هفت نيز اضافه بر اشاره به هفت جور شيطنت: هفت در جهنم، اشاره به آسمانها و زمينها و زمانهاست كه هفت هفت است، تو هم در رمى شيطانها بايستى هفت هفت بزنى، هفت آسمان و هفت زمين و هفت زمان را براى زدن هفت شيطان و بستن هفت درب جهنمىشان سير كنى، و نيز بدانى كه اين مبارزه در تمامى جبهههاى هفتگانه زمين و آسمان، و زمان كه هفتهها است ادامه دارد، همه جا و همه وقت شيطانها در كميناند و بايد همواره تو به