درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٤١
اما اينجا «منى» است و اضافه بر اسرار جاى كار: تحقق دادن آرزوها، به كار بستن تصميمها، عملى ساختن شناختهاى «عرفات» و موشكافىهاى «مشعرالحرام» است.
اينجا جبهه بمباران شيطان، قربانى براى رحمان و در پايان حلق يا تقصير است و سپس روزهاى ديگرش تنها جبهه سه شيطان!
اكنون سربازان پارساى شب مشعر با دو سلاح آشكار و پنهان، تيرها به دست و شناختها و موشكافىهاى ايمانى بدل، با اين هر دو نيروى آشكار و نهان رهسپار جبهه منى مىباشند.
حداقل گلولههائى كه بايستى به سه شيطان بخورد چهل و نه عدد در سه روز و حداكثر هفتاد است و در چهار روز، و مقدارى هم پسانداز احتياطى كه گمشدهها و خطا رفتهها را جبران كند.
نخستين وقت يورش به شيطان بزرگ: شاه شيطان! و تنها او، در روز عيد! تيغ آفتاب است، كه به فرمان خدا مليونها سرباز فداكار با اشاره خورشيد كه به سرعت پهنه جبهه را روشن مىسازد، يكجا آغاز يورش مىكنند، و در اين ميدان وحشتزا در بمباران شيطان شاه از هم سقبت مىگيرند، و جالب توجه است كه برنامه سه چهار روزه گلولهباران شيطانها از روى هم رفته اوقات بقيه مناسك حج و عمره بيشتر است.
اينجا جولانگاه تحقق بخشيدن نفى و اثبات كلمه توحيد «لا إله إلاالله» است:
نفى شيطان و سپس اثبات رحمان، كه روز عيد قربان نخست شيطان بزرگ را نفى كنى و سپس قربانى كه با ريختن خونى در خور طاقتت بنمائى كه در راه رحمان و اثباتش و استقامت در امرش تا پاى جان حاضرى، و سپس حلق يا تقصير كه اشاره به قطع بقاياى ارتباطات شيطان است، نفى خود و شيطان