درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤٢٠
اينجا گرفتار مانع از اتمام عمل بنام «حصر» و در آيهاى ديگر به نام «صدّ» آمده كه «هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْىَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ ...» (الفتح: ٤٨).
اينهايند كه شما را از مسجدالحرام «صدّ» كردند: «راهتان را بستند و جلوگيرى كردند كه هدى بسته به جايگاهش برسد».
آيه «صد» در انحصار منع خارجى است و آيه «حصر» با اندك تأملى شامل هر دوى مانع خارجى و داخلى است، كه: «فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ» بيماران را دستهاى از حصرشدگان معرفى كرده است، و برخلاف اصطلاح فقها «حصر» در انحصارى بيمارى نيست، بلكه بعكس بيماران اينجا در حاشيه و ضمن محصورين به ميان آمدهاند.
آيه «حصر» تمامى اقسام حج و عمره را شامل است، جز آنكه در حج تمتع دو هدى و در بقيه يكى مقرر كرده است، در هدى اوّل همه اين اقسام مشتركند كه «چون محصور شديد پس آنچه ميسور است از هدى و سرهاتان را متراشيد تا هدى به جايگاهش برسد»: و طبعاً هدى عمره به مكه و هدى حج به منى برسد، ولى هدى دوّم در انحصار حج تمتع است كه «اگر مأمون شديد (مانع خارجى يا داخلى برطرف شد و وقت حج هم باقى بود) پس كسى كه با عمره به سوى حج تمتع گرفته پس آنچه ميسور است از هدى».
در آيه فوق كه حكم اتمام حج و عمره آمده و در صورت «حصر»: بيمارى يا جلوگيرى، حلق و فرستادن هدى را به جاى تتمه اعمال مقرر كرده است، اينجا فرقى ميان حالات حج و عمره ديده نمىشود، كه پس از احرام همگى اعمالش ممنوع شود و معذور گردد، يا از بعضى اعمال، و برحسب اطلاق آيه در هر دو