درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢١٧
اى محرم! محرم شدهاى كه محرم شوى، از خود برون آى، بىخود شو و پر از نور معرفت كه آماده كوى خدائى، از هر چيز خالى و از معرفت و ادب پر شو.
اينك آماده گرداب طرف شو، گشتن خسى ناچيز برگرد خانه كسى همه چيز، در اين سير مستقيم احرام، كه از كوى خود سوى كوى خدا آمدى، غلها و زنجيرهايت را رها كردى، سبك بار و سبكخيز شدى، اكنون همچون پركاه برگرد خانه بگرد: حركت دورى با جاذبيت كهربا و مغناطيس مركز: كعبه صاحبخانه ... طواف!
طواف
يعنى مهمترين ركن حج و عمره، كه اين اصل است و ساير مناسك فرع، اين اصل متن است و آنها همه حاشه، در اسم هم چنان است: گشتن زيارت: دور خانه خدا: «حجالبيت» و ديگر كارهاى پيش درآمد و پس درآمد اين ركن عظيم و به منظور آمادگى انجامش مقرر گشته، از احرامش كه مقدمه است و از سعيش كه تكميل كننده اين عمره و سپس حج كه نخست احرام در مكه و سپس از بلدالحرام بيتالله الحرام: بيرونت مىكنند، و اكنون حق هيچگونه طوافى هم ندارى، برون شو- به مدرسه عرفات: شناختها مدرسه مشعرالحرام: باريك بينها مدرسه منى: آرزوها و پس از پيمودن اين سه مدرسه تربيتى كه علماً و عملًا به سوى حق گام برداشتى، شناخت تجديد شد، باريك بينتر شدى و سپس در جبهه عملى منى: آرزوها، آرمانهائى بسى مهم را به نمايش آوردى، شيطان را سركوب كردى، قربانى و سپس حلق يا تقصير نمودى، اكنون وقت آن رسيده كه براى دومين بار پس از درنگها و در بدرىهاى گوناگون مجدداً به كوى و دربار يار ياباى، طواف آنچنان را آنچنانتر از روى شناخت و باريك بينى بيشتر انجام دهى.