درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٧
در آيات بهرههاى حج آنچه بيشتر مورد نظر است آن است كه: اين خانه چهارگوش حجش بر چهار پايه در چهار تابلوى درخشانِ «مَثابَهً لِلنَّاسِ» «قِياماً لِلنَّاسِ» «هُدىً مُبارَكاً» «لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ» بنياد شده، و در آخر كار: «وَ يُذْكُرُوا اللَّهَ فِى أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ» كه اين هم به مصلحت «ناس» است:
سه پايه آخرين: به پاخاستن مردم هدايت و بركت براى مردم منفعت براى مردم و پايه نخستين «مَثابَهً لِلنَّاسِ»- كه خوددارى شش معنى است و به مقتضاى بلاغتِ قرآن همهاش مقصود است. و خود به تنهائى مىتواند اسرار و اهدافِ «حجالبيت» را بدينگونه خلاصه و كلاسه كند كه:
كشور حج
١- براى مسلمين پناهگاهى است بسى ارزمند و ارجمند، از خطر بدبينى و بىدينان و هجوم خودپرستان ٢- توبهگاهىاست از گناهان ٣- هشدارگاهى است به بسيارى از آنچه مسلمين از آن غافلند ٤- بازگشتن به زندگى انسانِ خدائى: خدا ساخته خدا خواسته، كه همه ساله در اين كنگره اسلامى تجديد نيرو كنند، تا به مجد و عظمت اسلامى آراسته شوند ٥- پايگاهى است براى تنظيم و تقويت امور سياسى. اقتصادى، علمى، اخلاقى، نظامى و كشوردارى مسلمين، ٦- و چشمهسارى است بر بلند قلهاى بس نمايان و شايان كه مسلمين را از تشنگىها مىرهاند، تا از اين آبشخورِ زندگى بخش آب زندگى گيرند، و شربت جانساز زندگى انسان خدائى نوشتند!
اين همه رحمت و نعمت سرشار در انحصار كنگره اسلامى «حج» اين كشور خدا ساخته و خدا خواسته است، كه از عهده هر كنگره و هر كشورى برون است، اگر مسلمين حج را آنگونه كه بايد و شايد انجام دهند، اين خانه خدا و مردم مرا خدا خواه و مردموار زيارت كنند،/ كشور حج به چهره دولت يگانه