درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٦٣
معنى استطاعت راهى امن و امكان پيمودن راه حج است، نه تنها از نظر شرعى يا مالى يا بدنى فقط، بلكه از نظر راهى كه بقيه موانع از ملحقات است، مثلًا راه را بستهاند، يا قطاع الطريق ايجاد ناامنى و خطر كردهاند، يا با وجود شرائط ديگر وسائل پيمودن راه نيست، يا هست و براى او ممكن نيست، كشتى يا ماشين هست ولى او جز با هواپيما نمىتواند سفر كند و از اين قبيل، و ما براى توضيح بيشتر همگى موانع راهى و ملحقاتش را در مسائل زيرين (اسرار حج ٥)
مسأله ١- اگر گشودن راه بسته حج يا عمره بسته بپرداختن مالى غيرقابل تجمل، و يا نزاع و دفاعى سخت دشوار باشد، كه عرفاً يا شرعاً نتواند، مستطيع نيست، و اگر بتواند گرچه با مقدماتى زياد، مستطيع است.
و نيز اگر گشودن راه مستلزم ترك واجبى است مهمتر از حج، كه قابل تدارك هم نيست، يا حرامى كه وجوب تركش مهمتر است، نيز مستطيع راهى نيست كه راهى است حرام، چنانكه در صورت اوّل راهى است ناپيما، ناممكن يا سختپيما، ولى اگر واجب يا حرام مساوى يا كوچكتر جلوگير راه باشد استطاعت راهى موجود و تركش بيراهه است.
و در هر صورتى كه پيمودن اين راه و تنها به حساب راه مانعى شرعى يا عرفى يا مالى داشته باشد استطاعت راهى نيست، گرچه با مانع شرعى حجش حجهالاسلام است، بلكه در زمينه مانع عرفى و مالى نيز چنان است، زيرا اصل استطاعت خود حج است و راه تنها مقدمهاى بيش نيست، پس در هر سه صورت در عين نبودن استطاعت راهى به حساب حجه الاسلام مىآيد.
مسأله ٢- اگر تنها توانائى راه دريائى و يا زمينى دارد و نه هوائى، و راه نزديك موسم در انحصار هوائى است، اگر بتواند به راهى كه ممكن است پيش از موسم، گرچه با چند ماه فاصله راه افتد، واجب الحجست والّا نيست.