درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٥٦
مسأله ٢٨- اگر خود را عهدهدار مخارج فقير يا فقرائى كه واجب النفقه او نيستند كرده، ولى عرفاً در زمره ناخورها و خاندان او آمدهاند، كه رها كردنشان گرچه به اندازه سفر حج باشد ناشدنى يا بسى مشكل و تحملناپذير است، چنان كسى چنانچه با رها كردن موقت يا دائم ايشان بتواند از نظر مالى حج برود ظاهراً مستطيع نيست، خصوص اگر از نزديكانش باشند، و هر چه نزديكتر اين حكم نيز طبعاً روشنتر است، زيرا «ذِى الْقُرْبى» خود از موارد وجوب انفاقند، و اينجا نه تنها وجب انفاقشان مزاحم با حج است، بلكه از نظر عدم استطاعت عرفى نيز معذور است، كه مثلًا خواهر يا برادر فقيرش را رها كند و حج برود، ولى اگر شرعاً هم واجب النفقه نباشند فقط استطاعت عرفى ندارد، مگر آنكه آنها نيز با رها شدنشان طورى پريشان حال شوند، كه انفاقشان به طور عمومى واجب باشد: «انفاق بمساكين فقراء و ...».
در هر صورت اگر شأنش مقتضى است كه گروهى بىسامان را سامان دهد، و كسى ديگر هم فعلًا نيست كه جبران كند، گرچه انفاق به آنان بعد وجوب نرسد، اگر هم بارها كردنشان امكان حج داشته باشد، چنان كسى از مستطيعان مورد آيه نيست، كه عرفاً نمىتواند با اين حال حج رود.
در عين حال جاى اين تذكر نيز هست كه چنانچه با ادامه اين وضع تا آخر عمر موفق به انجام حجه الاسلام و يا لاأقل عمره الاسلام نشود، و با اندكى رها كردن اينگونه ناخورها بتواند حج يا عمره برود، و پس از بازگشتش بتواند همانگونه كه بود ادامه دهد، اينجا ظاهراً حج يا عمره واجب است كه جمع ميان هر دو حق ممكن است، و با اين وصف برخلاف شأن آدم متدين و با وجدان نيست كه چنان كند، و روى هم رفته، «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَهٌ» انسان به حال