درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٥٤
مستطيع باشد واجب الحجاست، زيرا «مَن استطاع» موضوعش شخص مستطيع است نه مكان زندگى يا وطنش، كه اگر در وطنش مستطيع نيست، ولى مىداند كه اگر به فلانجاى ديگر برود مستطيع خواهد بود، از هم اكنون مستطيع كه استطاعت مقدمه كارى استطاعت خود آن كار است.
مسأله ٢٣- زن در صورتى كه همراه داشتن محرم برايش به جهتى ضرورى باشد، در صورت امكان واجب است محرمى همراهش ببرد، مگر آنكه نتواند مخارجش را تحمل كند، كه طبعاً مستطيع نيست، و چنانچه بتواند بدينمنظور شوهرى دائمى يا وقمت كند در صورت امكان واجب است شوهر كند، يا لااقل با مردى مطمئن كه عازم حج است گرچه به عنوان موقت محرم شود، و اينها خود استطاعت است و نه تحصيل استطاعت، بلكه تحصيل استطاعت نيز در صورت امكان خود نيز استطاعت است، كه نه تنها استطاعت حج بلكه نوع كارها مقدماتى دور يا نزديك، كم يا زياد دارند، كه در صورتِ امكانهاى مناسبش گويند: مىتواند انجامش دهد، گرچه با صدها وسيله و مقدمه، وإلّا مستطيع نيست گرچه با يك مقدمه ناشدنى يا خيلى سخت.
مسأله ٢٤- از آنچه تاكنون درباره شعاع استطاعت گذشت به خوبى روشن است، كه اگر كسى مالى به اندازه استطاعت حج يا عمره مفرده درا ختيار شما گذاشت، يا اگر كمبودى دارد مىتوانيد جبرانش كنيد، در صورت وجود سائر شرائط و بدون منت، پذيرفتن اين مال واجب است، كه اگر مىتوانيد با حفظ آبرو و زندگيتان حج برويد طبعاً واجب الحج خواهيد بود.
مسأله ٢٥- اگر پولى را ميان گروهى گذارند كه هر كه بخواهد حجه الاسلام يا عمره الاسلام خود بردارد، پيشدستى در برداشتن آن مال اگر برخلاف شأن و آبرويتان نباشد واجب است، كه با وجودِ شرائط ديگر اگر با امكان