درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤٨
سفر حج يا عمره باشد، و خمس هم ندارد، ولى اگر مصرف نكرد تا موسم حج يا وقت امكان عمره، چنانكه گذشت واجب الحج يا واجب العمره است.
مسأله ١٢- با توجه به اينكه حالات و حاجات انسان در مراحل گوناگون زندگى مختلف است، ميزان در بود و نبود استطاعت حالتِ فعلى است نه گذشته يا ملاحظه آينده، كه من در گذشته ماهيانه فلان مبلغ يا فلان جور اثاث البيت موافق شأن و نيازم بوده و فعلًا كمتر است، ميزان حالت فعلى است نه ديگر حالات.
مثلًا زنى كه در جوانيش فلان مقدار جواهرات و طلا آلات براى شأن و شرفش لازم بوده، و اكنون كه پير شده آن همه يا همهاش مورد نيازش نيست مگر به تصور و خيالِ حالِ گذشته، بايستى حالت كنونى را قياس گيرد.
يا كسى كه فعلًا حاجتى به اين مال موجودش ندارد، ولى در آينده محتاج است حالت كنونيش ميزان است، مگر آنكه اين آينده نزديك بوده و اگرش ناديده بگيرد زندگيش مختل شود، كه در اين صورت فعلًا مستطيع حج نيست.
مسأله ١٣- اگر پس از استطاعت و پيش از موسم يا در خود موسم، خود را براى كارى اجاره شرعى دهد كه مانع از سفر حج است، چه مىدانسته مستطيع بوده يا خواهد شد يا نمىداسته، در هر صورت اجارهاش باطل است، كه حقِ اصلىِ خدا بر حق جعلى بندگان مقدم است چنانكه نظيرش در مسأله نذر و عهد و قسم گذشت.
و به طور كلى كسى كه در وقت موسم مستطيع است بىچون و چرا واجب الحج است، و هيچ قراردادى كه منافى با حج است، چه با خدا و چه با بندگان خدا، چه دانسته يا ندانسته، اين قرارداد و پيمان محكم الهى را نسخ نمىكند، مگر