درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤٥
و برخلاف آنچه گمان مىشود اين خود تحصيل استطاعت نيست تا واجب نباشد، بلكه خود استطاعت است: كه توانائى حج به هر وسيله ممكن مىباشد، پس اگر تاجرى كه مىتواند با فلان معامله واجب الحج شود. و به گمان اين كه اين تحصيل استطاعت است و واجب نيست سستى و سهلانگارى كند و آن معامله را انجام ندهد، چنان كسى برخلاف گمانش واجب الحج بوده و با اين اهمال گناهكار است.
يا زارعى كه توانائى كشت صد خروار گند مرا دارد، گرچه زمين و آب و دانه و كارگرى آماده ندارد، ولى تمامى اينها بدون عسر و حرج برايش ممكن است و براى حجش كافى، چنان زارعى واجب الحج است و به همين منوال ديگران ...
و مىبينيم چگونه استطاعت حج مسلمين را به تكاپوى كار و بهبود دادن هر چه بيشتر و بهتر زندگى مىاندازد كه تا سر حد امكان از ديدگاه استطاعت حج در صدد آمادگى مالى و بدنى و راهى عقلى و شرعى انجام فريضه حج باشند، و اجتماع مسلمين سراسر مسابقه آمادگىها و شايستگىها و فعاليتها گردد، و اين خود بركات پيش از حج، تا چه رسد به بركات پر از حركات خود حج، و به هنگام برگشتن از اين كنگره و مدرسه عالى تربيتى اسلامى كه همچون «ناس»- و نه چون نسناس برگردد ... كه استطاعت حج خود در حقيقت تحريك استعدادها و جنبش ساكنها و به تعبير آيه ديگر زحمتكش به سوى خداست كه «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ» (٨٤: ٦) «تو اى انسان هان كه رنجبر و زحمتكش هستى به سوى پروردگارت تا او را بيابى و به ملاقات معنوى و معرفتيش مشرف شوى».
مسأله ٥- اگر به خود سختى و فشار آورد و كمتر از حاجت عادى و شايسته شأنش مصرف كند و در نتيجه زيادهاى به اندازه حج بياندوزد، اكنون كه وقت