درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤٣٢
مثلًا صلح امام حسين (ع) به مقتضاى تقيه بود و جنگ امام حسين (ع) نيز تقيه بود، سكوت سيزده ساله پيمبر بزرگوار در مكه و قيام مسلحانه ده ساله مدينهاش هر دو تقيه بود، قيام على (ع) در آغاز كار همراه پيمبر و در پنج سال حكومتش تقيه بود. و همچنين سكوتش در اين ميان كه بيست و پنج سال هم طول كشيد تقيه بود.
در همه اين جنگ و صلحها آنچه اصالت دارد حفظ مهمتر است با از دست دادن مهم، آنجا كه درگيرى خونين است هدف حفظ اصل اسلام است گرچه با از دست دادن گروهى از مسلمين، حتى شهيد شدن حسين و فرزندان و كسانش، كه جان اسلام مهمتر است و جان حسين مهم، اين بايستى فداى آن شود و همين خود تقيه است.
و آنجا هم كه صلح و سكوت است سستى و ضعف نيست، بلكه اين خود وسيله ديگرى است براى حفظ اسلام.
اگر پيمبر بزرگوار سيزده سال مكه را به سكوت و تحمل برگزار نمىكرد اصولًا محمد و مسلمانهائى نمىماندند تا اسلامى بماند و رفته رفته قوت گيرد، و اگر هم جنگهاى دفاعى مدينه نبود با جمههاى پياپى سرد و گرم دشمن به طور كلى سازمان و تشكيلات اسلامى از هم مىپاشيد، و همچنين صلح و جنگ حضرت امام على (ع) در سه قسمت زندگيش، و صلح حضرت حسن و جنگ حضرت حسين، كه همه و همه فداكارى در راه بزرگداشت اسلام و نگهبانى اساس اسلام بود.
ظاهر بينان كه عقولشان در چشمهايشان مىباشد اين دو چهره را متناقض مىبينند، ولى آنان كه از ديدگاه مصلحت ريشهاى اسلامى حوادث را بازديد مىكنند نه تنها اين صلح و سكوتها را سستى و خوارى نمىدانند، بلكه بسى