درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤٢
بنابراين نه بودن زاد و راحله شرط استطاعت است:[١]- گرچه برحسب حديث هر كه آنها را داشته باشد با ملاحظه بقيه استطاعتها مستطيع است و نه آنكه استطاعت مالى در انحصار بودن «زاد و راحله» است، بلكه تنها امكان تهيه اين پنج شرط كه: ١- عقلش را تا حد كمال علاج كند. ٢- موانع شرعى را برطرف سازد. ٣- مال مورد نيازش را فراهم كند. ٤- كسالت بدنيش را كه مانع اين سفر است علاج كند. ٥- موانع راه را برطرف سازد اگر توانائى اينها را داشته قطعاً مورد «مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» است.
پس اگر كسى در اين راه حاجتى به وسيله سوارى ندارد و به قول معروف «راحلتى رجلاى» است، پاهايش وسيله سوارى اوست، از اين نظر مستطيع است، چنانكه پيادگان در آيه اعلام حج در صف اوّل مستطيعانند: «يَأْتُوكَ رِجالًا ...» پيادگان بيايند.[٢]
[١] - وسائلالشيعه، ج ٥، ص ٢٩، ح ٢، خبر صحيح ابوبصير كه خدمت امام صادق( ع) عرض كردم آيه« وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» فرمود: اگر ندارد پياده برود، گفتم: نمىتواند پيادهروى كند، فرمود: پياده و سواره برود، گفتم: هرگز نمىتواند پيادهروى كند، فرمود: خدمتكار گروهى از حاجيان شود و بدينوسيله حج كند
[٢] -« يَأْتُوكَ رِجالًا» پيادهها بيايند، اينجا نتيجه اعلام واجب حج است بنابراين در صورت امكان بر پيادگان نيز واجب است، بلكه در وصف اوّل نهاد شدهاند و سپس« وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ» و بر هر شتر لاغرى و ديگر هيچ، كه حج تنها بر توانگران واجب نيست بلكه بر عموم توانايان كه بيشترشان ثروتمند نيستند.