درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤
شايسته و بايسته است در اين «سَفَر الى الله» از «ما سوى الله» تهى شود، تا از معرفت و محبت خداى پر شوى.
٣- و غلبه با دليل و برهان است: كه هرگاه اينگونه خدائى شدى بر همه ناخدايان چيرهاى، و هرگاه حج خانه خدا و مردم را آنگونه كه شايد انجام دهى بر همه دشمنان خدا و مردم غالبى.
٤- و قدم نهادن است: به خانه خدا و خانه مردم، كه دور شدن از خود و خدايان ديگر است، و نزديك شدن به خداى معبود به حق و بندگان عابدش.
٥- و رفت و آمد بسيار است و آمد و رفت بسيارى: كه نه تنها ترك خانه خدا بر مسلمين حرام اجتماعى است، بلكه بايستى جايگاه و پايگاه «ناس» باشد، كه در اين اجتماع بزرگ براى دفع شرّ نسناس خنّاس چارهها كنند، و اين «ناس» كه بر آن كنگره بزرگ اسلامى خوانده شدهاند، در پرتو آئين «إِلهِ النَّاسِ» زندگى مردمى يابند و إلهى شوند.[١]
و «حجّ» نخستين «حجه الاسلام» است، كه بر مستطيعانش لازمه اسلام است، و وجوبش بر اسلام و ريشه اسلام است، كه اين كنگره بزرگ جهانى اسلام پاسبان و نگهبان براى اسلام است، بنابراين «حجه الاسلام» خود و «حجه الاسلام» است، كه ضمانت و برهانى است براى اسلام، و بهترين نگهبان براى مسلمين.
چنانكه عمره نخستين نيز «عمره الاسلام» است، يعنى زيارتى كه در آن محبت و وَداد، عدل و داد، پيوستگى و سداد آباد شود[٢] كه مقدمهاى براى تكميل حج
[١] - اين پنج معنى برچيدهاى است از كتابهاى لغت كه به ترتيب: ١- القصد او كثرته الى مَن يُراد تعظيمه. ٢- الكفّ. ٣- الغلبه بالحجه. ٤- القدوم ٥- كثره الاختلاف والتردد
[٢] - العمره هى الزياره التى فيها عماره الودّ.