درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٩٧
واجب اوست، ولى سهم شما فقط اجازه آن مقدار تصرف است كه يك وعده بخورى، زيرا به اينجا به اصطلاح امر به خوردن شما «فَكُلُوا مِنْها» به دنبال و در زمينه توّهم حرمت است، و مشركين كه در گذشته گوشت قربانى را بر خود حرام مىدانستند، اين دو آيه برخلاف سنت مشركين با امر فقط آن حرام را مباح يا حداكثر مستحب مىكند كه بدينوسيله همرنگى و برابرى با بينوايان كرده باشى، و در سرزمين منى منيت نكنى و از فقرا خود را بالاتر ندانى، زانرو تو را امر به خوردن كرده و فقط خوردن نه اندوختن يا اگر نتوانى فروختن يا بالاخره دور ريختن، نه! و اينكه تو مجازى فقط بخورى حق فقير است، كه اگر هم نخوردى حق فروختن يا دور ريختنش را ندارى، چنانكه در مورد پرداخت پول قربانى در زمينه ناياب شدن با اختلاف قيمت از حضرت كاظم (ع) گذشت كه «يك سوّم سه قيمت مختلف را صدقه دهد» نه آنكه بخشى براى خودش و بخشى هم براى دوستانش استثنا كند و بقيه را به فقيران دهد.
اينجا دو نوع روايت است كه يكى مىگويد: «يك سوّمش را بخور و يك سوّم هديه كن و يك سوّم صدقه بده»[١] ولى هديهاش طبق آيه مانند صدقهاش در انحصار فقراست، و شايد مقصود فقيرانى باشد كه «قانع و معتر» ند سائل به كف نيستند به آنچه دادى قانعند، يا رهگذرى كه چشم داشت دارد، و اگر مورد هديه را اعم از فقير گرفتى، و يا در انحصار غير فقير نهادى برخلاف نص دو آيه است!
روايت ديگر موافق دو آيه و توجيهى كه براى اين روايت كرديم خبر صحيح سيف تمار از حضرت صادق (ع) است كه فرمود: «يك سوّمش را به خانوادهات و
[١] - وسائل الشيعه، باب ٤٠، ح ١٨.