درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٧٠
احياناً از دست بدهند، و ديگران هم كه ظاهراً مؤمن بمانند تزلزل يابند «وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»!
اينجا قربانى: «هدى و هديه شتر»: خدا مردمى، براى شعائريتش خيريتش خوردن و خوراندنش ... و در آيهاى ديگر همه قربانىهاى حج در زمره سودهاى كشور حج است: كه به مستمندان همىرسد، و «قِياماً لِلنَّاسِ- مَنافِعُ لِلنَّاسِ- مَثابَهً لِلنَّاسِ» باشد، چنانكه در آيه اعلام حج به زبان ابراهيم خليل (ع) و درآخر به زبان حضرت خاتمالنبيين (ص) آمده:
«وَ أَذِّنْ فِى النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِى أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَهِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ...» (الحج/ ٣١):
«در ميان مردمان اعلام عام كن براى حج كه بيايندت پيادگان و سواران بر هر شترى لاغر و ناتوان، تابيايند از هر راهى دور، تا سودهائى را براى خودهايشان مشاهده و دريافت كنند، و خدايى را بر اينكه حيوانات زبان بسته حلال گوشت نصيبشان فرموده ياد كنند، پس بخوريد و از آنها و بدحال مستمند شكسته را بخورانيد ...».
اينجا به جاى شتر آنجا بهيمه الانعام است كه: شتر و گاو و گوسفند از همه جورشان، و بهرهبردارى از گوشتشان از «جمله منافع لهم»: منافع كشور، حج و روزىهاى سرشار خداوندى كه بايسته تشكر و ياد خداست وانمود شده، و حتى بدون ذكر شَعائِرَ اللَّه بودنش يكسره خوردن و خوراندنش تنها سود و تنها رزق مردمان از اين قربانىها قلمداد شده است.