درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٦٩
بندگان خدا، و قربانيش هدر نرود كه براى خدا: خونش به روى زمين منى كه خودن نمايش فدكارى است، در ميان اين گوش و خون كه به خدا نمىرسد، تنها تقواى شما رساست، تقواى سه جانبه و در پرتو تقواى ماديش بندگان مستمند خدا بهرهمندند.
و اين «لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها» گوشهاى است سخت كه به ما بىتقوايان مىخورد، ما كه خونها را مىريزيم، لاشهها را به روى زمين مىاندازيم، و صحرائى پر از لاشه و خون مىسازيم، و گمان مىكنيم قرابانى همين است و بس، و همين تقوى است و همين وظيفه است و بس، و برخى از دانا نمايانمان براى صحه نهادن به اين بربريت و بىانصابى آيه «قُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ» را بيش مىكشند، كه در انحصار زمانهائى پيش از اسلام است و خود معجزهاى از معجزات بوده، و آتشى هم كه آن قربانىها را مىخورده الهى بوده، و هر چه بوده آيات قربانى اسلام چهره دگر و والاترى به قربانىهايش داده كه «مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ... فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا ...»!
آيا معقول و پذيرفتنى است، قربانى كه خير مهمترش كه هم تنها مورد تصريحات قرآنى است خوردن و خوراندن است، در صورتى هم كه بىمصرف بماند يا نتوان مصرف كرد، باز هم واجب و يا جائز باشد؟ با آنكه «كَذلِكَ سَخَّرْناها كَذلِكَ سَخَّرَها» اينگونه: كه بخوريد و بخورانيد اين حيوانات را مسخر شما كردهايم نه بهگونهاى ديگر، و ما همگان به گونهاى دگر قربانى وارونه دگرگونه مىكنيم، و گروهى از مؤمنين را قربانى اين قربانى بىخير و پر از شر مىكنيم، كه با ديدن اين منظره وحشتزاى وحشيانه قربانگاه ايمانشانرا