درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٦٨
كه محشر سير كردن شكمهاى گرسنه گوشت نديده است، كه شعائرالله اينجا انفاق فى سبيلالله، و خوردن و خوراندن عبادالله است از آنچه به نام خدا و براى خير شما «لَكُمْ فِيها خَيْرٌ» قربانى شده، و اين شعائرالله به فرموده «الله» «لَكُمْ فِيها خَيْرٌ» براى همه شما تنها خير و بركت است، و نه تنها براى خدا خير است كه به جز تقوايتان چيزى به او نمىرسد، و نيازى هم به تقوايتان ندارد، اين خير در انحصار شما و تنها شماست، و مىبينيد كه تنها اينجا «خير» خوردن و خوراندنش كه همگانى است به ميان آمده، آن هم چون بهرهاى انحصارى كه «فإذا ... فكلوا ... واطعموا ...» همين خير مادى كه همه بدان نيازمندند و دركَش همگانى است، كه گفتن «بسمالله» تنها براى زبانداران است نه لالان، و شناخت فداكاريش در انحصار پيشروان معرفت است نه همگان، اما خوردن و خوراندنش همگانى است: «لَكُمْ فِيها خَيْرٌ ... فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ ... فَكُلُوا»: تسلسلى بس نغز و پرمغز، كه از سه گونه شعائريتش تنها بردن نام خدا كه ركن حليت است، و سپس خوردن و خوراندن كه ركن نتيجه و بهره است نامبرده و ديگر هيچ! و تنها با لفظ «شَعائِرِ اللَّهِ» در آغاز اشاره به سائر دقتها و بهرههاى معنوى و آمرزنده فرموده است و ديگر هيچ! آرى فقط اينگونه خدا مردمى كه تقواى سه جانبه دارد: ١- براى خدا ٢- به نام خدا ٣- به مصرف بندگان خدا، و ما تنها به نام خدايش را، و روبه قبله نهادنش را، و بريدن چهار رگش را: فقط اينها را رعايت مىكنيم، اما روح شعائريش را كه ركن معنوى و معرفتى است، اما سير كردن مستمندانش را كه ركن مردمى و مادى است، اين دو ركن را كه مهمتر است غافليم!
اين «هدى» است هديه است براى خدا و اهلش، آنچه به خدا مىرسد تقواى شماست كه پرهيز مادى و معنوى است: گوشتش به هدر نرود بلكه براى