درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٣٠
نزديك مىشوند، گوئى اينجا بيرونى خداست: جاى درهم آميختن بندگان خدا كه آمادهاند دستهجمعى فرمانش را اجراء كنند.
و اگر عرفات خودش جمع بود و مشعر خودش مفرد، اما نامهايش همچون معناى عرفات جمع است كه جمع و مزدلفه و مشعرالحرام است، ولى جمعش اينجا به جمع وحدت مىگرايد كه يكى شدن مردم، يك هدف و يك فكر و يك جا به راه خدا.
در خبر است جايگاه مقدستر از مشعرالحرام نيست كه هر خودخواه متكبرى را در خود ذليل مىكند، بينيش را به خاك مىمالد و بينشش را زياد مىكند، در تاريكى و بىرنگى و بىنام و نشانى مطلق فرو مىبرد.
گوئى وقوف مشعر نيز همچون شعورش از عرفات مهمتر است كه خدا مشعر را در متن و عرفات را در حاشيه ياد فرموده گرچه هر دو ركناند: «فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ»: چون كوشيديد و كوچيديد با جوشش و جوشانديد از عرفات پس خداى را در مشعرالحرام ياد كنيد.
در بعضى موارد ممكن است تنها با يكى از وقوفهاى سه گانه مشعرالحرام حج درست باشد گرچه هر دو وقوف عرفات از روى عذر ترك شود، ولى چنانچه همه وقوفهاى مشعرالحرام گرچه با عذر ترك شود، كه عبور هم از آن نكرده باشد و وقوف اختيارى عرفات را هم كرده باشد ظاهراً صحيح، ولى چنانچه فقط وقوف اضطرارى شرا درك كرده قطعاً باطل است.
وقوف مشعرالحرام «فريضه» است، نه تنها به معناى واجبور كن، بلكه مهمتر از ركن كه مهمتر از وقوف عرفات است، چون نامش صريحاً و مستقلًا در قرآن آمده، ولى وقوف عرفات سنت است نه به معناى مستحب، بلكه چون حكمش از روايت و سنت صريحاً استفاده مىشود، و در قرآن فقط نامش آمده آن هم در