درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٢٦
مسأله ١٢- اگر اوّل ماه ذيحجه نزد برادران سنى ثابت شد و براى ما مورد ترديد بود، پيروى از آنها اشكالى ندارد، بلكه در صورت تقيه واجب و كافى است، و حتى اگر يقين به خطاى آنان كنى كه ظاهارً موردى هم ندارد، زيرا خود اختلاف افق دو يقين مختلف را حل مىكند در اين صورت هم بايستى از آنها تبعيت كرد و ظاهراً كافى است، چه تقيه باشد يا نه، زيرا همه اين موارد مشمول اطلاق آيه افاضه است كه: «ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ»: از مشعر الحرام كوچ كنيد چنان كه «ناس» سير مردمان كوچ كردند.
اينجا «ناس» طبعاً سيل انبوه جمعيت است، و خطاب «أفيضوا» متوجه به اقليتهاى اسلامى است كه مائيم، كه هرگاه سيل خروشان مشعريان كوچ كردند شما ضد سيل مباشيد، سيلى به چهره انبوه مسلمين نزنيد، و در اين جايگاه وحدت ايجاد اختلاف و دوئيت نكنيد، كه جانِ حج ايجاد جمع است و پيوستن به جمع، و يكى از نامهاى مشعرالحرام نيز جمع است، و اگر مخالفت كنى و برخلاف تقيه باشد صحت حج مورد اشكال است.
در هر صورت اگر اختلاف مشكوك باشد بىشك با متابعت برادران حجتان صحيح است، و اگر هم يقينى باشد كه خيلى هم بعيد و بلكه ناشدنى است چنانچه بتوانى جمع ميان دو تكليف كنى و خلاف تقيه نباشد جمع كن، و اگر خلاف تقيه باشد همان كافى است و لازم نيست حج را تكرار كنى كه دليلى بر لزوم تكرار نداريم، و اطلاق امر در آيه جمع خود دليل بر كفايت است.
آيه فوق تكليف مشعرالحرام را صريحاً و تكليف عرفه را ضمناً بيانداشته، كه با وجوب پيروى «ناس» در مشعرالحرام، طبعاً پيروى در عرفات نيز ضرورى است، و در خبر است از رسول اكرم (ص) كه «يوم عرفه الذى يعرف الناس فيه»: