درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٠٣
بنابراين اگر تنهات زدند و پرت شدى يا دور خود گشتى، يا مقدارى در اثر ازدحام همچون حال طواف تو را بىاختيار بردند، هرگز اشكالى به سعيت نمىيساند و محتاج به جبران نيستى، مگر در صورتى كه «هروله»: لكه خوردن ميان دو علامت سبز را فراموش كردهاى و مسافتى هم پيمودهاى، اينجا مستحب است عقب عقب برگردى و مستحب فراموش شده را جبران كنى، نه آنكه اگر چند قدمى كه قابل ملاحظه هم نيست مثلًا از پشت رفتهاى حتماً بايستى مجدداً عقب گرد كرده جبرانش كنى، كه در روايت است «من سهى عن السعى حتى يصير من السعى على بعضه أو كله ثم ذكر فلا يصرف وجهه منصرفاً ولكن يرجع القهقرى الى المكان الذى يجب فيه السعى»: «هر كه از سعى (در جاى خود) سهو و غفلتى كرد، تا تمام و يا بعضى از محدوده مسعى را پيمود، براى جبرانش برو برنگردد، بلكه هب پشت قهقرى خود را به همانجائى كه لازم است سعى كند برساند».
و اين حديث اصولًا درباره جبران سعى در خارج محدوده مسعى، آن هم تمامى مسافت و يا قسمتى از آن است، كه از دو جهت با كجروى چند قدمى در مسعى، آن هم در اثر ازدحام و بدون اختيار، با چنان حالتى از اين دو جهت هرگز سازش ندارد.
مهم اين است كه عرفاً بگويند: هفت بار ميان صفا و مروه راهپيمائى كرد، نه مهندسى و مجسمهوار حركت كردن، همين اندازه كه خود را در رودخانه پرتلاطم مسعى انداختى، هر چه پيش آمد خوش آمد، پرت شدن، كج و كوله شدن، به چپ و راست و پشت گشتن و هر جور شدن كه نتيجه اجتنابناپذير اين سيل بنيان كن است، هرگز اشكالى به سعى شما وارد نمىكند، فقط به جاى مهندسى بدنى سعى كن مهندس روح باشى كه از نظر شناخت و بينش سعى كنى، سعى كن كه شياطين برونى و درونى را خوب لگدمال كنى، سعى كن،