درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٩٣
و اين هم چون طواف و تيرباران شيطان هفت است، تا با اين هفت بار سعى هفت در جهنم را ببندى، كه اخلاق رذيله: شيطان گاو پلنگ يا: استعمار استحمار استثمار را كه يكيك دو دو سه سه هفت مىشوند همه اينها را فلج كنى، و هر شيطان و شيطان راه و شيطان خواهى را كه خواسته يا توانسته در تو از برون يا درون تأثيرى كند عملشرا خنثى كنى.
در خبر است كه «شيطان ميان اين دو كوه بر ابراهيم خليل نمايان شد، او هم از پيش چنان دويد كه طردش كرد، كه اينجا شياطين گوش به زنگ ساعيانند» و نيز در خبر است كه: «اينجا فرودگاه شياطين است».
تو كه در طواف نهايت عشق و فدويت را نسبت به حق ابراز داشتهاى، طبعاً شيطان در كنار طوافت، ميان دو كوه صفا و مروه همسايه كعبه تو را مىپايند، تا شايد فرصتى يا بند و اثباتت را ناقص كنند، اكنون پس از طواف و نمازش به جرگه آنان برو تا نفيشان كنى، پايمالشان نمائى، نه يك بار كه هفتبار، پيش از آنكه آنان به سراغت آيند تو سراغشان برو، سه اقنوم شيطنت را هفت بار لگدمال كن، ١- اساف و نائله: دوبت مرده دفن شده ٢- شياطين زنده كه در اين ميان به انتظار صيدت هستند ٣- شياطين درونى خودت را كبر و منيّت خودخواهى و جبروتت خود راهى و ضلالتات، همه و همه را لگدكوب كن، كه با هروله بهتر مىتوانى شياطين درونيت را از خود بريزى و لگدكوبشان كنى، منها و منيتهائى كه به خود آويختهاى يكى پس از ديگرى با اين حركت همگانى بريزد، كه از پيش بايستى ميخها و بندهايشان را شل كرده باشى تا در شيطانزاى صفا و مروه با حركت لكهاى به آسانى بريزند، كه صفا و مروه صفا و مروتش، آدم صفى و حواى مروه بودنش، همين است كه با كمال صفا و مروت با مردانگى و زنان نيز همچون مردان شيطانها و شيطنتها را لگدكوب