درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٦١
است اين است كه هفت دور كامل جورى كه حجر داخل طوافش باشد بايستى طواف كند، و اكنون مسائلى چند:
مسأله ١- طواف واجب مانند ساير واجبات جز در موارد عذر قطعى نيابت پذير نيست، مثلًا كسى كه خودش در مكه است، و امكان طواف كردن گرچه با وسيله سوارى دارد نبايد براى طوافش نائب بگيرد، و اگر نائب گرفت همچنانطواف برعهده اوست تا انجامش دهد، كه اگر طوافعمره است از احرام بيرون نمىرود، و اگر طواف نساءاست همچنان زن و مرد بر يكديگر حرام مىمانند، و اگر طواف حج است حجش ناقص خواهد بود، و هر وقت فهميد كه كارش ناقص است چنانچه در مكه باشد يا بتواند بدون زحمت زياد به مكه برگردد واجب است خودش را انجام دهد، و اگر نتوانست برگردد، يا در مكه بود ولى هرگز قدرت طواف صحيح نداشت، در چنان مواردى نائب بگيرد، و نيابت گذشته كه در حال عذر نبوده كافى نيست، و اگر با دانستن مسأله و توانستن طواف نائب گرفته بود و سفر كرد اينجا هيچ راهى جز اينكه خودش انجام دهد ندارد، اگر طواف عمره مفرده است هميشه قابل جبران است، ولى اگر طواف عمره يا حج تمتع باشد بايستى در وقت مخصوصش انجام دهد والّا حجش باطل است.
مسأله ٢- تنها بيمارى مىتواند براى طواف نائب بگيرد كه به هيچوجه نه با پاى خود و نه با وسيله ديگرى قادر بر طواف نباشد چنانكه در خبر است از ربيع بن خثيم كه گفت: حضرت امام حسين (ع) را ديدم در حال بيمارى دور كعبه طوافش مىدهند، هرگاه به ركن يمانى مىرسيد مىفرمود زمينش گذارند و دستش را بر زمين مىماليد، و سپس مىفرمود بلندم كنيد، در هر دور اين عمل را تكرار مىفرمود، گفتم: فدايت شوم اين سخت است بر شما، فرمود: «شنيدم خدا