درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٦
ناديدهاش گرفتهايم، و روى همين اصل هم مىبينيم كه دشمن راست و چپ و ... هرگز با ما مهلت نمىدهد، در ميدانهاى علمى سياسى اقتصادى نظامى و عقيدهاى كه ما بايستى در پرتو اسلام صحيح و حج صحيح گوى سبقت را از همگان بربائيم، مىبينيم كه ديگران ما را با گويمان ربودهاند، كه نه حجمان حج «ناس» است: «قِياماً لِلنَّاسِ- مَثابَهً لِلنَّاسِ- مَنافِعُ لِلنَّاسِ» تا چه رسد كه «مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ»: رهبر سائر ناس باشد، و نه دولتهايمان همچون دولتهاى «ناس» اند، بلكه همهاش از دم تا دم موتوريزهاى است بدوى و خيمهشببازى است خندهآور يا گريه ... و ديگر هيچ!
استطاعت فردى در ضمن اجتماعى:
آيه استطاعت «حجالبيت» را در شعاع تمامى انواع استطاعتها بر «ناس» چه به گونه اجتماعى و چه فردى واجب كرده است، و نه تنها در زمينه توانائى مالى يا بدنى، بلكه بر همه آنچه نيرو دارند: بر عملها و دانائىهايشان، بر بدنها و مالهاشان، بر سلامت ارواح و اجسادشان، بر احساس مسئوليتها و جهادشان كه تمامى توانائىها: «استطاعتها» ىِ «ناسِ» مسلمان بايد درين كنگره بزرگ اسلامى به ميدان آمده و مصرف «قِياماً لِلنَّاسِ- مَثابَهً لِلنَّاسِ- مَنافِعُ لِلنَّاسِ- مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ»- گردد، تا همه از همه نيروهاى هم بهرهگيرند، و در اين ميدان عرضه قدرتها از استطاعتهاى پراكنده اسلامى يكجا و دستهجمعى بهرهمند شوند.
اگر توانائى بدنى دارد و نه مالى حجش به حساب حجهالاسلام نيايد، و پس از توانائى مالى بايستى از نو حج كند، و اگر توانائى مالى دارد و نه بدنى نيز چنان است، گرچه اينجا در صورت نوميدى از بهبودش بايد كسى را كه حج نرفته به