درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٣٥
حيض شده بود و بسى براى طوافش ناراحت بود فرمود: پنبهاى از آب ماست بگيرد و داخل آلت تناسليش كند خون بند مىآيد و مناسكش را مىتواند انجام دهد، او هم چنان كرد و نتيجه گرفت و چون از مكه رفت خون برگشت.[١]
و گاهى هم در وقت عادتش حيض شده ولى پيش از تكميل سه روز خون را به وسيلهاى بند مىآورد، اينجا هم چون پيوستگى سه روز كه شرط در حيض بودن است از بين رفته ظاهراً مانند صورت گذشته است و مشمول اين حديث نيز هست، چه بعداً در تتمه ايام عادت خون باز شود يا نه.
ولى احياناً پس از سه روز خون ديدن در ايام عادتش خون را بند مىآورد كه طبعاً روزهاى پاكيش تا آخر ايام عادتش نيز محكوم به حيض مىباشد، ولى مىتوان گفت اينجا به اطلاق گذشته استثناء خورده و محكوم به طهارت مىگردد، خصوص آنكه در اين حديث و چندين حديث ديگر اصولًا قيدى براى صحت اينگونه طهارت به چشم نمىخورد و بلكه ظاهر «حيض شد» همين دو قسم أخير خصوصاً آخرى است، بنابراين هرگونه علاجى كه خون را موقتاً بند بياورد ظاهراً موجب طهارت است، خصوصاً اگر بىوقت حيض شده و پس از گذشت ايام عادتش مجدداً شروع كرد، اما در قسم آخرى خلاف احتياط است.
مسأله ١٥- مرد نيز اگر بداند با تأخيرش وقت عمره تمتع تنگ مىشود، يا با جنابت اختيارى و نبودن وسيله مشروع غسل از طواف معذور مىگردد، ظاهراً همان حكم آخرى زن حائض را دارد كه تبديل به حج افراد كرده، و بعداً هم حج تمتع به جا آورد.
مسأله ١٦- چنانچه نتوانستن طواف يا مجموع اعمال عمره تمتع در اثر سهلانگارى باشد، ظاهراً به طور كلى حكمش همين است، ولى اگر تأخير
[١] - وافى، ج ٢، ص ١٥٠، باب ١٢، علاج الحائض.