درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٣٤
ولى اگر وقت گنجايش يك طواف را ندارد همان تكميلش ظاهراً كافى است، و اگر وقت تكميل هم ندارد به حكم مسأله (٨) عمل كند، كه فعلًا براى تتمه و چه بهتر براى يك طواف مافى الذمه نائب بگيرد، و سپس بقيه آنچه را گفتيم عمل كند.
مسأله ١١- اگر پس از طواف عمره تمتع و پيش از نمازش حيض شد، نماز را پس از پاكى و غسلش بخواند، و اگر وقت نيست فعلًا نائب بگيرد، و پس از حج و پيش از طوافهايش خودش نيز بخواند، و اگر اصلًا وقت براى نماز طواف عمره و نه طوافها و نمازهاى حجش نيست براى همه آنها نائب بگيرد و كافى است.
مسأله ١٢- اگر پس از طواف و نمازش فهميد كه حيض شده و نداند كى بوده عملش درست است و بايد فوراً از مسجدالحرام خارج شود.
مسأله ١٣- اگر زنى مىداند حيض مىشود و وقت براى انجام عمره تمتع پس از طهارت تنگ است، واجبا ست پيش از حيض شدن اگر ممكن است عمره تمتعش را انجام دهد، و چنانچه بدون عذر تأخير انداخت تا حيض شد، ظاهراً عمره تمتعش فاسد است و بايستى عدول به حج افراد كرده و در آينده نيز حج تمتع به جا آورد.
مسأله ١٤- آيا در صورت امكان زن در حال حيضش مىتواند چارهاى كند كه پاك شود تا بتواند طوافش را به وقتش انجام دهد يا نه؟ اينجا چند صورت است:
گاه بىوقت حيض شده و طبعاً اگر خون به وسيلهاى بند بيايد ايام بعدى طهارتش تا آخر ايام عادتش محكوم به حيض نيست، گرچه اگر بند نيايد حيض است، اينجا قدر يقينى احاديثى است كه چاره بند آمدن خون را وسيله انجام طواف مىداند، چنانكه از حضرت رضا (ع) روايت است كه درباره دخترى كه