درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٢٢
وقوفى در عرفات و مشعر و بيتوتهاى در جبهه منى دارد، اين هم حركت فكرى و درنگ آمادگى حركت است.
وقوف عرفات/ حركتى در شناختها وقوف مشعر/ حركتى در شعور بيتوته منى/ آرامشى پس از گلوله باران شيطان و تقصير و قربانى عيد قربان و نيرو گرفتن براى جبهه فردا كه سهگانه و سه شيطانه است، همه و همه يا حركت است يا مقدمه حركت.
و اكنون حركت دائرهاى دستهجمعى طواف چنان مىنمايد كه حركات فردى: تك روى چندان ثمرى ندارد، حركت بايستى دستهجمعى باشد، و فرد ناپيداى در جمع، اينجا در گرداب طواف آنچه نمايان است حركت است، اما متحركها، طواف كنندهها، با لباس احرام بىنام و نشان، اينها نمودى ندارند، كه در حركت الى الله همه نمودها و نقشها جز نقش «الله» بايستى گم باشد، بىنشان باشد تا نشان بندگى گيرد، در ضمن مردم گم شود تا خوى مردمى گيرد، با مردم باشد، حتى در طواف خانه خدا، كه اينجا خانه خدا و مردم است، تا در سراسر زندگى پيوسته با خدا باشد و با مردم، با مردم باشد در راه خدا كه «يدُالله مع الجماعه».
اينجا مىبينيم در هر جاى طواف واجب هم كه باشى، محو در حق هم كه باشى، براى گرهگشائى از كار مردم مىتوانى و احياناً واجب است اين طواف واجب را قطع كنى و به خلق الله بپردازى، و سپس اگر از نصف گذشته بودى تمامش كنى، والا احياناً از سر بگيرى، كجا؟ در صورت عذر بيمارى يا محدث شدنت، اما اگر براى رفع حاجت ضرورى مؤمنى باشد، يا براى شركت در جماعت، اينجا اگر به نصف هم نرسيدهاى پس از انجام وظيفهات تمامش كن، و ظاهراً مانعى ندارد، كه اين واجب اجتماعى است و آن فردى، پس از انجام