درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٢١
«طواف»: اين حركت زيباى دائرهاى گردشى است موزون و حساب شده كه در منظومه هزاران گردنده بر محور «كعبه» مىگردى، و خانه خدا را كه خدا را قالب هستى و كانون اصلى، هر چه هست و هستى است ديدهاى، و اكنون با اين گشتن معنىدار حركت زندگىات را كه بر گرد هوا بود بر محور خدا كردهاى، سازمان تمامى حركات برونى و درونيت را كه بر گرد هوا بود بر محور خدا كردهاى، سازمان تمامى حركات برونى و درونيت را بر هم مىزنى، و تنها حركتى دورى برگرد حق مىشوى، و نه تنها در حال طواف كه اين نقشه است و زندگيت سراسر نقشبردار از اين نقشه، اين رمزى است از آنچه شدهاى و بايستى تا هستى همچنان باشى، در دنيايت كه اختيارى است، در برزخ و قيامتات نيز كه اجبارى است خود نتيجه همان حركت اختيارى است.
پس «طواف حجالبيت)/ وقفه همه حركات و گشتن فقط بر گرد حق «طائف» نيز گردنده:/ از خود و از همگان خالى/ و اين ذره تو خالى ورو خالى با كمال سبك خيزى گشتنى است به دور خانهاى تو خالى و رو خالى/ اما پر از معنى: پر از معرفتِ «ربالبيت» معرفت «الله» و «عيالالله»!
اين مشتى سنگ سياه بىقواره و بدون هيچ زرق و برقى و با اين همه اهميت كه فوق همه زرق و برقها و شخصيتها است، اين خود فراموشگاه همه نمودها، و زرق و برقهاى مادى، و بلكه بارگاههاى چشمگير معنوى است، تا چشم دل باز كنى و جان بينى، آنكه ناديدنى است آن بينى.
اسلام همهاش، برون و درونش، عقيده و فكر و عملش، كار دنيا و آخرتش، همه و همهاش حركت است، حركت از نقص به كمال و بدون هيچ وقفهاى، و «حجالبيت» نيز كه نمونهاى از همه اسلام است حركت همه جانبه است، اگر