درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٢
آيه «مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» خصوص به ضميمه آيه «يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ» داشتن يا يافتن راهى را به سوى حج شرط وجوب آن دانسته، كما طبعاً خالى از عسر و حرج باشد، مشقتِ تحمل ناپذيرى نخواهد، و زندگى را بىسامان نكند، مگر آن اندازه سختى كه طبعاً لازمه اين سفر است، معيارش هم زمان نزول آيه است كه پياده يا سوار بر حيوان به حج مىرفتهاند، نه اكنون كه زمان ناز و راحتى است، تا با اندك زحمتى گويند عسر يا حرجست پس استطاعت نيست؟ نه! بلكه توانائى اين راه و اعمال حج، نه طاقتفرسائى، كه «سبيل» راه سرازير: آسانروست، چه راه مالى يا حالى، چه مكاتنى يا بدنى يا عقلى و روحى، و چه هر راهى و مقدمهاى كه لازمه «حجالبيت» است.
اگر همه اين راهها شوسه است، حرجى و طاقتفرسا نيست البته به معيار زمان نزول آيه استطاعت در اين زمينه حج با عمره يا يكى از اين دو بر تو واجب است.
در استطاعت در دست داشتن مال و وسيله سوارى، شرط اصلى نيست، و تنها براى كسانى كه «به اصطلاح» وجود «زاد و راحله» شرط وجوب است كه جز آن نتوانند، وإلّا نه در لفظ «استطاعت» وجود زاد و راحله خوابيده، و نه پيمبر و امامان چنان شرطى برخلاف عموم آيه استطاعت، و خصوص آيه «يَأْتُوكَ رِجالًا»- كردهاند، بلكه به عكس هماهنگ و در حاشيه قرآن تنها استطاعت را به معنى توانائى پيمودن اين راه و انجام حج دانستهاند.
آيه «مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» وجود هر راه و وسيله ممكنى را براى انجام حج شرط وجوب دانسته، چنانكه در هر تكليفى توانائى انجامش شرط وجوب است.