درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢١٩
نه قبرى، نه پيمبر و امامى و نه هيچ چيزى يا كسى، پس گرد چه مىگردى؟ و براى چه مىگردى؟!
تو اينجا گرد ناديده مىگردى، گرد حق خدا، اما خدا كه جا ندارد، دور ندارد، حد ندارد، اين خانه تو خالى را كه نخستين خانه آزاد است براى ... و نمايش اين رمز نهاده كه نه! گرد هيچكس و چيزى مگرد، از كشتن دور اين و آن آزاد شو، گرد «البيت العتيق» بگرد، اما كى؟ پس از برطرف كردن تا پاكىهايت نابسامانىهايت: چه مادى و چه معنوى و پس از انجام پيمانهايت: «ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ» (الحج: ٢٩).
«بيت عقيق»: خانه آزاد قديمى كه از نظر زمان و مكان و عظمت بر همه خانهها قصرها و كاخهاى جهان سبقت دارد، و نيز از ملكيتو اختصاص بغير خدا آزاد بوده و هست.
تو نيز قدم از زمانها و مكانها و عظمتها فراتر نه، همه زمانىها و مكانىها و بزرگها و بزرگىها را پشت سر نه، از قيد جان و جهان آزاد شو، و به عنوان رمز آزادگى در بندگى جانان و جان جهان، و اختصاص طواف و گشتن دورانى، بر گرد «البيت العتيق» بگرد، خانه خدا و مردم كه در درون هيچ ندارد و از برون هيچتر، نه آثار صنعتى و معمارى زيارتگاهها عبادتگاهها و قصرها، ساختمانهاى دين و دنيا و نه هر چه آلايشها در آن نيست، جز مشتى سنگهاى سياه بىقواره كج و كوله، ناصاف روىهم نهاده ... آرى گرد اين خانه بگرد.
و اين «طواف»: گشتن هفت بار، از واجب و مستحبش، در انحصار «البيت العتيق» است و بس، كه دور پيمبر يا قبرش نه، دور هيچ امامى نه، و دور هيچكس يا مقامى نه! فقط «الكعبه البيتالحرام» كه فدوى شدن، بر محورش گشتن، هر حركت و گشتنى را بر مركزش نهادن، در انحصار صاحب اين بيت «ربالبيت»