درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ١٩٣
در صورت هم كه آفتاب و امثالش قابل تحمل نباشد، يا وسيلهاى به جز سقفدار نباشد، يا وسيله بىسقف ممنوع يا خطرناك باشد، در تمامى اين صورتهاى نيز معذور است گرچه خود بىسقف بودنِ وسيله سفر از نظر سلامتى اشكالى نداشته و يا قابل تحمل باشد.
بنابراين اين وسيله سقفدار براى زنان و كودكان و پيران از حال رفته حلوا شده نه حرام است و نه كفاره دارد، و براى مردان بدون هيچ عذرى هم حرام است و هم كفاره دارد، و براى معذوران خصوصاً بيماران و ناتوانان فقط كفاره دارد، اما كسانى كه عذر بدنى ندارند، اينها به قدر امكان واجب است صبر كنند تا عذرهاى ديگرشان برطرف شود، ماشين بىسقف فراهم گردد، يا رفع خطر شود، يا لااقل شب مسافرت كنند، و اگر هيچ يك نشد، طبعاً در حالت اضطرار مىتوانند با همان وسيله سقفدار سفر كرده و كفاره بدهند.
اما اينكه از روى اهمال يا راحتطلبى گمان كند تقصير سايبان گرفتن با كفاره جبران مىشود، اين خود جهالت و خيالى است خام، و خيلى تعجبآور است كه محرم برخلاف حرمت الهى گناه كند، غافل از اينكه كفاره فقط كيفر دنيوى است و نه جبران كيفر اخروى.
محرم حق در حال عذر بدنى يا نادانى يا فراموشى هم اگر حرامى از محرمات احرام را مرتكب شد شايسته است تلبيه را تجديد كند «لبيك»: به فرمانم، برعهد خود ثابتم و اكنون پوزش و عفو مىطلبم تا چه رسد كه عمداً و بدون عذر گناهى مرتكب شود.
عبدالله بن مغيره به حضرت امام كاظم (ع) عرض مىكند: «اظلّ وأنا محرم» سايبان بگيرم در حال احرام؟ فرمود: نه! گفتم: سايه بگيرم و كفاره بدهم؟ فرمود: نه! گفتم: سايه بگيرم و كفاره بدهم؟ فرمود: نه! گفتم: اگر مريض شدم؟ فرمود: در