درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ١٧٠
بعد از تمام آنچه گذشت كه همه در شهوت جنسى هماهنگند و فقط اختلافشان در اصل و فرع، و متن و حاشيه است، عقد نكاح كه اين زمينهها را فراهم مىسازد نيز حرام است، گرچه هيچ يك از اين كارها را نكنى، زيرا خود عقد نكاح از روى شهوت و براى رسيدن به شهوت جنسى است، و همگى اقسام شهوت مشمول جمله «لا رَفَثَ» بوده كه بنص آيه احرام بر محرم حرام است.
تو كه محرمى، تنها به حق محرمى و بايستى دست رد به سينه نامحرمان زنى، نه آنكه با دگران محرم شوى، آن هم محرم شهوت، اكنون بايد تنها اتصال و رابطهات با خدا باشد، و همه اتصالات غيرخدائى را ببرى، غيرخدا را از ياد ببرى، مگر آنكه به مصلحت خلق باشد و به امر حق.
تو اكنون در حالت فصل و جدائى از غيرخدائى، پس چگونه وسيله وصل آن هم شهوانى فراهم مىكنى؟
نامزد حقى، نامزد دگرى مشو، نامزد دگرى براى خود مگير، خود را از هر چه خودى و خودخواهى و خود را هيست خالى كن، از شهوتت، از راحتت، از شخصيتت، و از همه خودت خالى شو، تا پر از صفا و نور شوى، تا شايسته قرب حق گردى، كه نزديكان به حق از خود و خودىها دروند، و دوران از خود به حق نزديك، و تو كه بايد از خود نيز برون شوى چگونه دگرى را به خود مىبندى؟
عقد ازدواج براى خودت و براى دگران اكنون حرام است، نه دائم و نه منقطع، حتى شهادت عقد: اعم از دريافت و انجامش، كه شاهد عقد شوى، يا در جاى خود شهادت دهى.
و در حال احرام طلاق اگر بىانصافى نباشد حرام نيست، با اينكه «أبغض الحلال عندالله الطلاق»، ولى عقد كه خود از مهمترين سنتها و مستحبات است