درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ١٣٧
و تو با اين لبيك هم دعوت اين دو پيامبر را و هم دعوت خداى را اجابت كردهاى: دو اجابت: فرستادهاش و خودش، كه در حقيقت يك اجابت است كه خلاصه مىشود در اجابت حق در خروج از هرگونه دعوت ناحق، و ورود در دعوت حق و انجمن حقپرستان.
شايد هم يكى اجابت دعوت فطرت است كه ما را از درون خدا ساخته به سوى حق مىخواند، و ديگرى اجابت شريعتش كه تكميل كننده شريعت فطرت است: آرى آرى با اين دو اجابت اين دو گام: به سوى تو قيام مىكنم.
و شايد تكرار اين اجابت كنايهاى هم از استحكام و پاىگيرى است، برخلاف گذشتههايش نشكنم نقضش نكنم، اجابتى دو ضربه: ثالث همچون توبه نصوح.
و نيز اجابت دعوت حق به قالب و قلب به زيان و روان ظاهر و باطن: كه تمامى هستيم: برون و درونم
گفتار و كردارم ... همه و همهام نقشهاى است از اجابت حق! و ديگر هيچ، كه هرگز گرد ناحق نگردم، جز نقشهحق در من نيابى، چنان كه از محرمى بسى محرم: از حضرت صادق (ع) در تفسير لبيك اينگون آمده است: «محرم مىكنم براى تو مو و پوستم را گوشت و خون و استخوانم را مخ و عصبم را: از زنان لباسها بوى خوش ...» كه به دنبال احرام تن احرام روح است، و روح احرام نيز همان احرام روح است، و اين هر دو در خدائى كردن محرم شريكاند.
و مىبينيم گوئى چهار واجب احرام و چهار گوشه كعبه: بيتالله الحرام يكجا در چهار صيغه «لبيك» چهار جانبه ادغام و همگام شدهاند، كه تكرارش بر اين چهار پايه معنوى استوار است، و از همه مهمتر و جامعتر، مهمتر و بهتر پايه آخرين كه پايگيرى و وفادارى همه جانبه اين اجابت است.