درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ١٣٦
تلبيه:
گفتن لبيكها چهارمين واجب و سوّمين ركن و آخرين پايه احرام است، هنگامى كه با لباس احرام در ميقات با نيت حج يا عمرهاى لبيك گفتى از همان هنگامى محرمى، و پيش از لبيك هرگز محرم نيستى، هر چند سائر واجبات و اركان احرام را انجام دهى، كه لبيك احرام همچون تكبيره الاحرام نماز است، با گفتنش وارد جرگه حاجيان و معتمران: اجابت كنندگان دعوت صاحبخانهاى.
جان احرام «لبيك» با نيت حج يا عمره است، و كمترين واجبش با رعايت احتياط:
«لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، إنّ الحمدَ والنعمه لك والملك لا شريك لك» و ديگر هيچ مگر جملاتى مستحبه.
و اكنون پيش از فقه لبيك شايسته است بدانيم سرّ و معناى لبيك چيست، تا احراممان معنى و روح گيرد، وقتى محرم شديم محرم شويم، و اين دگرگون شدن لباس و مكان روح و جان را دگر كند، آن را زير و زبر كند.
«لبيك» تكرار به پاداشتن مخلصانه و خالصانه و بىشائبه است: بلى با آرى: امر تو را، دعوتت را به پا مىدارم، با اخلاص و بىهيچ شائبهاى اجابتت مىكنم دو مرتبه و نه تنها يكى، و اين همه اجمالى از معنى لغوى «لبيك» است.
شايد اجابت اوّل اجابت دعوت نداى زيارت است كه نخست ابراهيم خليل (ع) و در پايان خاتم پيمبران مأموريت يافتند كه از توانايان دعوت عمومى كنند: «وَ أَذِّنْ فِى النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ...».