درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ١٣٠
عمره خسته و حيران نسازند، خصوص با برخى از الفاظ غلط مانند: احرام مىبندم! احرام مىپوشم!
اولًا احرام بستنى يا پوشيدنى نيست، و اين تنها لباس احرام است كه پوشيد نيست، و از اركان احرام هم نيست، ميقاتش نيز بود نيست نه بستنى، لبيكش نيز گفتنى است نه بستنى، نيتش هم كه در ضمن نيت خود حج يا عمره قصد كردنى است و استحباباً گفتنى، و نه بستنى، پس تو نيت بستن چه چيز را مىكنى يا ياد مىدهى؟
يا سائر اعمال حج يا عمره كه خود نيت جداگانهاى ندارد، مثلًا چقدر بىمزه و مسخره است كه نيت كنيد: «بيتوته مىكنم: يعنى مىمانم در سرزمين منى شب يازدهم ذيحجه الحرام را براى حج تمتع از حجهالاسلام را براى ... قربه الى الله تعالى!» اصولًا ما چرا منى آمدهايم و شب يازدهم و دوازدهم را مىمانيم، براى گردش و ديدن اين منظره گنديده گوشتها و خونهاست؟ جز براى انجام مناسك حج است، آيا اينجا بىقصد و حسب آمدهايم، پس ديگران اين الفاظ براى چيست؟
اگر اين بندگان خدا بدانند در ميقات براى چه آمدهاند، و يا گفتن لبيك چه قصدى دارند، اگر بدانند كه بعداً دور خانه خدا از كجا تا كجا براى چه مىگردند و اگر ... ديگر اين همه نيتها پيرايهها سرگردانىها براى چيست، براى خدا شما كه روحانى گروهيد، و يا هر مسلمان متعهد، مسائل را آنگونه كه هست ياد بگيريد و آنگونه كه بايد ياد بدهيد كه لااقل واجبات را عمل كنند، ديگر مستحبات يا احتياطات كه احياناً هم خلاف احتياط است لازم نيست.