فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٣ - شرط چهارم - استطاعت مالى يا استطاعت بذلى
شرائط وجوب حجّ نيز فراهم بودهاند، حجّ بر او مستقر مىباشد، و جهل و غفلت مانع از استطاعت واقعى نمىباشند، بلكه فقط عذرى براى ترك واجب مىباشند؛ و چنانچه قبل از تلف مال يا بعد از آن بميرد، اگر تركهاش كافى باشد، واجب است حجّ را به نيابت از او انجام دهند، و همچنين است اگر آن مال را با هبه يا با صلح به شخص ديگر منتقل كند، و بعد متوجه شود كه به قدر استطاعت بوده است.
٩٨- اگر كسى با اعتقاد به اينكه مستطيع نيست قصد حجّ استحبابى كند، و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده است، چه قصد وظيفه فعلى كرده باشد و چه قصد حجّ استحبابى- و لو از روى غفلت- حجّى كه انجام داده است كفايت از حَجّة الإسلام مىكند، و همچنين اگر بداند كه مستطيع است ولى به خيال اينكه انجام حجّ واجب فورى نيست قصد حجّ استحبابى نمايد، حجّى كه انجام مىدهد كفايت از حَجّة الإسلام مىكند.
٩٩- در تحقق استطاعت مالى، ملك متزلزل- مانند هبه به غير ذى رحم و مال المصالحه به شرط خيار تا مدّت معيّنه- كفايت نمىكند، و لو مطمئن باشد كه آن مال از دستش خارج نمىشود.
١٠٠- در وجوب حجّ بعد از حصول استطاعت مالى، بقاء مالى كه شخص با آن مال مستطيع شده است تا پايان اعمال حجّ شرط مىباشد؛ و اگر بعد از حصول استطاعت آن مال تلف شود- و لو در بين راهى كه به حجّ مىرود- كشف مىشود كه مستطيع نبوده است، و همچنين است اگر قهراً بدهكار شود، مثلًا مال شخص ديگر را از روى خطاء تلف نمايد؛ ولى اگر عمداً مال شخص ديگر را تلف نمايد، در اين صورت مانند جايى كه زاد و راحله را از روى عمد تلف نمايد حجّ بر ذمّهاش مستقر مىباشد، و وجوب حجّ از او زائل نمىگردد.
١٠١- هرگاه بعد از اتمام اعمال حجّ يا در حين انجام آن اعمال، هزينه برگشت شخص به وطن تلف شود يا مالى كه براى آينده زندگى او در وطنش لازم است از بين برود، حجّ او صحيح است، و كفايت از حَجّة الإسلام مىكند.
١٠٢- كسى كه براى خدمتگزارى در سفر حجّ مثلًا براى رانندگى، خبرنگارى،