فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٩٣ - نماز زيارت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و اعمال پس از آن
را بلند كند و حاجت خود را بطلبد- كه إن شاء اللّه برآورده مىشود- و سپس به حضرت امام سجّاد عليه السلام تأسّى نمايد و به گونهاى كه ايشان مىايستادند بايستد و دعائى را كه آن حضرت در آن مكان مقدّس مىخواندند- و در زير بيان مىشود- بخواند:
در روايت صحيحهاى نقل شده است كه حضرت امام سجّاد عليه السلام پشت مبارك خود را به ديوارى كه قبر مطهّر رسول خدا صلى الله عليه و آله را احاطه كرده است تكيه مىدادند[١] و رو به قبله مىكردند و دعاء زير را مىخواندند:
«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَلْجَأْتُ ظَهْري، وَ الى قَبْرِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ أَسْنَدْتُ ظَهْري، وَ الْقِبْلَةَ الَّتي رَضيتَ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله اسْتَقْبَلْتُ، اللَّهُمَّ إِنّي أَصْبَحْتُ لاامْلِكُ لِنَفْسي خَيْرَ ما ارْجُو، وَ لاادْفَعُ عَنْها شَرَّ ما احْذَرُ عَلَيْها، وَ أَصْبَحَتِ الْأُمُورُ بِيَدِكَ، فَلا فَقيرَ افْقَرُ مِنّي، إِنّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقيرٌ، اللَّهُمَّ ارْدُدْني مِنْكَ بِخَيْرٍ، فَإِنَّهُ لا رادَّ لِفَضْلِكَ، اللَّهُمَّ انّي اعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُبَدِّلَ اسْمي أَوْ تُغَيِّرَ جِسْمي أَوْ تُزيلَ نِعْمَتَكَ عَنّي، اللَّهُمَّ كَرِّمْني بِالتَّقْوى، وَ جَمِّلْني بِالنِّعَمِ، وَ اغْمُرْني بِالعافِيَةِ، وَ ارْزُقْني شُكْرَ الْعافِيَةِ».[٢]
سپس به طرف منبر مطهّر حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله برود و دست خود را بر آن بمالد، و دو قبّه پائين آن را- كه مانند دو انار مىباشند- بگيرد و صورت و چشمان خود را بر آن بمالد، كه گفته مىشود در آن شفاء چشم است، و نزد منبر مطهّر بايستد و حمد و ثناء خداوند متعال را بجا آورد و حاجت خود را طلب كند، پس همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «بين منبر من و خانه من باغى از باغهاى بهشت است، و منبر من بر درى از درهاى بهشت واقع شده است».
نماز زيارت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و اعمال پس از آن:
٨- پس از آنكه زائر رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد منبر مطهّر آن حضرت صلى الله عليه و آله ايستاد
[١] - غرض از تكيه كردن حضرت امام زين العابدين عليه السلام به قبر مطهّر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله استظهار به آن حضرت صلى الله عليه و آله و پشتيبان و حامى قرار دادن ايشان بوده است؛ ولى در اين زمان ترك آن به جهت تقيّه اولى است.
[٢] - كافى/ جلد ٤/ صفحه ٥٥١/ حديث ٢.