فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣٨ - سوم - طهارت خبثيهطهارت بدن و لباس از نجاست
شود، طوافش باطل است و بايد آن را اعاده نمايد.
٨٢٠- اگر كسى نجس بودن بدن يا لباس خود را نداند و در بين طواف متوجه شود كه بدن يا لباسش متنجس است، بايد طواف را متوقف كند و پس از تطهير بدن و يا شستن يا عوض كردن لباس، طواف را از همانجا كه توقف كرده بود ادامه دهد، به شرط اينكه موالات عرفى[١] بهم نخورده باشد؛ و اگر موالات عرفى بهم خورده باشد، پس اگر بعد از شَوط چهارم بود، بايد طواف را از همانجا ادامه دهد و اعاده آن لازم نيست؛ هرچند اعاده آن خوب است؛ و اگر پيش از تمام شدن شوط چهارم بود، احتياط آن است كه پس از تمام كردن طواف آن را اعاده كند؛ و چنانچه يك طواف كامل به قصد اعم از تمام و اتمام انجام دهد كفايت مىكند.
٨٢١- اگر قبل از پايان طواف نجاستى به بدن يا لباس شخص طواف كننده برسد، يا طواف كننده در شوط پنجم يا ششم از طواف نجاستى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين كند كه اين نجاست در شوطهاى قبل نيز بوده است، در اين دو صورت نيز بايد طبق حكم فقره قبل عمل كند.
٨٢٢- اگر كسى در پاك بودن بدن يا لباس خود شك داشته باشد، پس اگر حالت گذشته آن نجاست بوده است- يعنى مىداند كه قبلًا بدن يا لباسش نجس بوده است ولى شك دارد كه آن را آب كشيده يا نه- بايد بنا بگذارد بر نجاست آن و آن را تطهير نمايد و پس از تطهير آن طواف كند؛ و اگر حالت گذشتهاش را نمىداند- يعنى نمىداند كه قبلًا پاك بوده است يا نجس- يا مىداند كه قبلًا پاك بوده است، مىتواند بنا را بر طهارت بگذارد و شستن آن لازم نيست.
٨٢٣- اگر در بدن كسى دمل يا زخم و مانند اينها باشد، تا آن مقدار كه ممكن است بايد آن را آب بكشد و با بدن و لباس پاك طواف كند؛ اما اگر آب كشيدن آن مشقت
[١] - موالات عرفى يعنى پى در پى بودن مجموع عمل از نظر عرف، به گونهاى كه فاصله مجموع طواف پيش ازتطهير بدن يا لباس و بعد از آن به نحوى نباشد كه در عرف بگويند دو عمل است.