فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٤ - شرط چهارم - استطاعت مالى يا استطاعت بذلى
حسابدارى، روحانى كاروان، ناظر، پزشك، پرستار يا عناوين ديگر- انتخاب مىشود، با فراهم بودن چند شرط مستطيع مىباشد:
اول: مخارج او را در سفر حجّ تأمين كنند.
دوم: بتواند با انجام خدمت، حجّ كامل بجا آورد.
سوم: به اندازه لباس احرام و قربانى پول داشته باشد.
چهارم: زندگى عائلهاش را در وقت حجّ تأمين كرده باشد؛ و اين شخص پس از فراهم بودن اين شرائط و پذيرفتن انجام اين قبيل خدمات مستطيع مىشود؛ و انجام حجّ بر او واجب مىباشد، و داشتن مال براى زندگى آينده او شرط در استطاعت نيست.
١٠٣- اگر به كسى پيشنهاد شود كه خود را براى خدمتگزارى در سفر حجّ به اجرتى كه با آن مستطيع مىشود اجاره دهد، قبول اين پيشنهاد بر او واجب نيست، و حجّ بر او مستقر نمىشود.
١٠٤- اگر معاملهاى صورت گيرد، و در آن معامله يكى از دو طرف در ضمن عقد لازم شرط كند كه به مقدار استطاعت مالى يك حجّ، حقّ تصرّف در مال طرف مقابل را داشته باشد- مثلًا باغى مورد معامله قرار گيرد و فروشنده در ضمن عقد بيع به خريدار بگويد اين باغ را مىفروشم به شرط اينكه به مقدار استطاعت مالى يك حجّ، حقّ تصرف در مال شما را داشته باشم- طرف شرط كننده مستطيع مىشود.
١٠٥- اگر كسى وصيت كند كه بعد از مرگش مخارج حجّ شخص ديگرى را از مال او بدهند، و آن شخص هم وصيت را ردّ نكرده باشد، پس از مرگ وصيت كننده حجّ بر او واجب است، و حَجّة الإسلام او هم حساب مىشود.
١٠٦- اگر كسى قبل از حصول استطاعت نذر كند كه در هر سال روز عرفه در كربلاء باشد و حضرت امام حسين عليه السلام را زيارت كند، و پس از نذر استطاعت مالى پيدا كند، حجّ بر او واجب نمىشود، و همچنين اگر كسى مثلًا براى شفاء بيمار نذر كند كه مقدار معيّنى مال به فقراء بدهد يا در تعزيه حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام خرج كند، و بعد از نذر مالى بدست آورد كه براى يكى از دو امر- حجّ يا نذر- كافى باشد، حجّ بر او واجب