فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٢ - شرط چهارم - استطاعت مالى يا استطاعت بذلى
است و سهم الإرث اين شخص به تنهايى يا به ضميمه مال حاضر او به مقدارى است كه اين وارث مستطيع مىشود- چنانچه قدرت تصرف در مال غائب خود را- كه در مثال مذكور سهم الإرث است- دارد، استطاعت مالى براى او حاصل است، و با فراهم بودن سائر شرائط وجوب حجّ، حجّ بر او واجب مىشود؛ و اگر مال را تلف كند و به حجّ نرود، حجّ بر ذمّه او مستقر مىباشد؛ اما اگر قدرت تصرّف در مال غائب خود را ندارد مگر بعد از اينكه آن مال بدستش برسد، چنانچه آن مال بدستش نرسد حجّ بر او واجب نمىشود، و تلف آن مال موجب استقرار حجّ بر ذمهاش نمىباشد، هرچند شرائط ديگر استطاعت را داشته باشد.
٩٤- كسى كه بعد از استطاعت مالى بدون تأخير، سعى در رفتن به حجّ داشته و در قرعه كشى هم شركت كرده است ولى از جهت اينكه قرعه به نامش اصابت نكرده است نتوانسته به حجّ برود، چنانچه رفتن او به حجّ منحصر به همين راه باشد، مستطيع نشده است، و حجّ بر او واجب نيست؛ و اما اگر مسامحه كرده و رفتن به حجّ را به تأخير انداخته و در قرعه كشى آن سال شركت نكرده، بلكه در قرعه كشى سال بعد شركت كرده است، حجّ بر ذمّه او مستقر شده است، هرچند قرعه به نام او اصابت نكند.
٩٥- كسى كه براى رفتن به حجّ نيابتى اجير شده و بعد در همان سال استطاعت مالى هم پيدا كرده است، چنانچه براى انجام حجّ در آن سال اجير شده باشد، بايد حجّ نيابتى را بجا آورد، و اگر استطاعت او باقى ماند، حجّ خودش را در سال بعد انجام دهد.
٩٦- در حصول استطاعت فرقى نيست بين اينكه شخص در أشهر حجّ يعنى ماههاى شوّال، ذى القعدة و ذى الحجّة- به قدر استطاعت مال بدست آورد يا قبل از أشهر حجّ، بنابر اين اگر استطاعت مالى پيدا شود و استطاعت بدنى و سائر شرائط وجوب حجّ نيز موجود باشند، نمىتواند خود را از استطاعت خارج كند، حتى در اوائل سال و قبل از فرارسيدن ماههاى حجّ.
٩٧- كسى كه استطاعت مالى داشته باشد ولى غافل باشد يا نداند كه حجّ بر او واجب شده است، و بعد از تلف شدن مالى كه با آن مستطيع شده است متوجه شود، اگر سائر