فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١١٢ - نوع سوم - حج واجب به سبب وصيت
حجّ مستحبى، بايد مصارف آن را از ثلث اخراج كنند؛ و چنانچه ثلث كافى نباشد، عمل به وصيت لازم نيست؛ ولى اگر حالت سابقه حجّ مورد وصيت، حجّ واجب باشد- مثلًا بدانند سابقاً حجّ واجب موسّعى بر ذمه او بوده ولى ندانند آن را بجا آورده است يا نه- ظاهراً بايد مصارف آن را از اصل تركه او اخراج نمايند؛ و اگر بدانند كه حجّ واجب موقّت بر ذمهاش بوده است، در اين صورت اگر ثلث كافى باشد به وصيت عمل مىشود؛ و گرنه عمل به وصيت لازم نيست، چون حيلوله وقت در عدم جريان استصحاب كافى است.
٢٧٧- حجّ مورد وصيت- چه واجب باشد و چه مستحب- ميقاتى آن كافى است، با اين تفاوت كه هزينه حجّ واجب را بايد از اصل تركه و هزينه حجّ مستحب را بايد از ثلث اخراج كنند؛ مگر اينكه ميت به حجّ بلدى وصيت كرده باشد، كه در اين صورت اجرت زائد بر اجرت حجّ ميقاتى در حجّ واجب نيز از ثلث اخراج مىشود، همچنانكه در فقرات (٢٥٧ و ٢٧٦) بيان شده است.
٢٧٨- ميتى كه وصيت به حجّ كرده است، اگر اجرت حجّ را معيّن نكرده باشد، لازم نيست متصديان امور او اقتصار به اجرت المثل كنند؛ و اگر كسى به كمتر از اجرت المثل راضى باشد، استيجار او واجب نيست؛ و اگر كسى راضى به اجرت المثل نشود، واجب نيست آن حجّ را تا سال آينده تأخير بيندازند، زيرا توفير بر ورثه واجب نيست؛ و اگر كسى حجّ مورد وصيت را تبرعاً انجام دهد، اكتفاء به تبرّع او اشكال ندارد.
٢٧٩- چون اشخاص از لحاظ شأن و بزرگى متفاوتند، اظهر در تعيين اجرت المثل، رعايت تعارف خارجى است، و اين به حسب اختلاف مردم مختلف است.
٢٨٠- اگر ميّت يك يا چند حجّ وصيت كند و عدد آنها را نيز معيّن نمايد، همه آنها معيّن مىشوند و بايد انجام گيرند؛ ولى اگر وصيت به حجّ كند ولى عدد آن را معيّن نكند، انجام يك حجّ كافى است؛ مگر اينكه بدانند مقصود او تكرار حجّ بوده است؛ و اگر وصيت كند كه مكرّراً براى او حجّ بجا آورند، انجام دو حجّ كافى است.
٢٨١- اگر ميّت وصيت به اخراج ثلث كرده باشد، و براى مصرف آن چيزى جز حجّ