تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٧ - سوره الإنسان(٧٦) آيات ١ تا ٩
مىآشامند در آخرت مِنْ كَأْسٍ از جام خمرى كه كانَ مِزاجُها كافُوراً باشد آنچه مزج كنند بآن كافور، يعنى آب را بكافور بهشت كه بر خلاف كافور دنيا است بياميزند تا خنك و خوشبو و شيرين بود. و گويند حق سبحانه كيفيات كافورا در آن خلق كند نه كافورا پس مراد آن است كه آن مانند چيزى باشد كه كافور بآن آميخته، باشند و در روايت آمده كه كافور چشمهايست در بهشت خوشبو و سفيد و بجهت مشابهت آن بكافور او را باين نام خوانند و مؤيد اينقول است آنكه بدل كافور آورده كه:
(٦)- عَيْناً و اين بر حذف مضاف است اى ماء عين يعنى آميخته باشند آن كأس را بآب چشمهاى كه يَشْرَبُ بِها ميآشامند آن را عِبادُ اللَّهِ بندگان خداى كه فرمان برادران او باشند، و ميتواند بود كه نصب عَيْناً بر اختصاص باشد بفعلى كه ما بعد آن مفسر آن باشد و (باء) مزيده است يا بمعنى (من) و در كشاف آورده كه وصل فعل اولا بحرف ابتداء و ثانيا بحرف الصاق بجهت آنست كه كأس مبتداء شرب ايشان باشد و اما آب چشمه را ممزوج سازند بآن فكانه قال يشرب عباد اللَّه بها الخمر كما تقول شربت الماء بالعسل يُفَجِّرُونَها ميرانند آن چشمه را هر جا كه خواهند از منازل و قصور خود تَفْجِيراً راندنى بسهولت و آسانى بدون تعبى و مانعى، و در خبر آمده كه اگر اراده تفجير داشته باشند خطى بكشند آب در آن خط جارى شود بىآنكه حفر نهر نمايند و ببايد دانست كه باتفاق جميع اهل سنت اين آيه و آنچه بعد از اين است در شأن عاليشأن حضرت امير المؤمنين و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين صلوات اللَّه عليهم و فضه كه خادمه ايشان بود نازل شده و نعم ما قال الشاعر فيه:
|
أنا عبد لفتى. أنزل فيه هل أتى |
إلى متى أكتمه أكتمه إلى متى |
|