تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٤ - سوره القيامة(٧٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
بود، صاحب طبرسى آورده كه وجه اتصال آن بما قبل آنست كه چون ذكر قيامت و وعيد نمود پيغمبر خود را مخاطب ساخت بآنكه زبان خود را متحرك مساز تا در قرائت آن تعجيل كنى بلكه مكرر گردان قرائت آن را تا در قلوب ايشان مستقر شود كه ايشان غافلند از ادله هاديه و مشغول بحب دنيا پس احتياج داشته باشند بزيادتى تنبيه و تقرير، از بلخى منقول است كه گفته آنچه اختيار منست آنست كه مراد حق سبحانه نه تلاوت قرآنست بلكه قرائت انسانست نامه اعمال خود را در روز قيامت و آيه سابق و لا حق شاهد اينمعنى است و حينئذ مراد باين آيه تقريع عبد است و توبيخ او در حينى كه عجله در قرائت آن فايده باو نرساند پس معنى آنست كه زبان خود را حركت مده بآنچه خوانى از صحيفه اعمال خود تا در آن تعجيل نمايى، يعنى بتأنى قرائت آن كن و شتاب زدگى منماى تا حجت بر تو واضح شود چه ما جمع جميع اعمال تو كردهايم در آن و چون جامع آن مائيم پس تابع آن شو و بآن انقياد و استسلام نماى كه انكار تو در آن از دايره امكان خارجست و بر ماست بيان آن بانطاق جوارح تو اگر منكر آن شوى يا بر ماست بيان جزاء و سزاى اعمال تو، از حسن مرويست كه معنى آنست كه بر ما است بيان آنچه تو را بآن اخبار كردهايم در دنيا يعنى در آخرت آن را محقق خواهيم ساخت و آن موعود به را بفعل خواهيم آورد.
(٢٠)-
كَلَّا اين ردع انسانست از اغترار بعاجل و عدم تدبر در قرآن كه مخبر آنست از امر آجل يعنى نه چنان است اى آدميان كه گمان بردهايد از عدم وقوع قيامت و عدم بعث و نشور و حساب در آن و بجهت آن تدبر و تفكر نميكنيد در قرآن بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ بلكه دوست ميداريد دنياى شتاب كننده سريع الزوال را.
(٢١)- وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ و دست باز ميداريد از كار آخرت كه باقيست و حال آنكه كار بر عكس ميبايد كرد، و در كشاف آورده كه كَلَّا ردع رسول است از عادت عجله انسانيت و انكار نمودن او را بر آن و حث آن بر انابت، و بجهت مبالغه در ردع مذكور در عقب آن فرموده كه بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ. فكانه قال بل انتم يا بنى آدم لأنكم خلقتم من عجل و طبعتم عليه تعجلون فى كل شيء و من ثم تحبون العاجلة و تذرون الاخرة، پس تبيين حال مردمان مىكند در آخرت بقوله:
(٢٢)- وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ رويهايى در آن روز يعني در قيامت ناضِرَةٌ تازه و تابان يا مسرور و شادان باشند مراد وجوه انبياء عليهم السّلام و اولياء و مؤمنانست كه حق سبحانه رويهاى ايشان را با نضارت و طراوت گرداند تا ملائكه و ساير خلقان باين علامت بدانند كه ايشان فايزانند و مقربان