تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٩ - سوره الانفطار(٨٢) آيات ١ تا ٩
از رحمت خدا منع نكند و هميشه در رحمت الهى باشد و او سبحانه پيوسته نظر رحمت باو كند تا مردمان از حساب فارغ شوند.
و بدانكه چون حق سبحانه ختم سوره متقدمه نمود بذكر اهوال قيامت افتتاح اين سوره بمثل آن كرده فرمود:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ آن گاه كه آسمان شكافته شود.
(٢)- وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ و آن گاه كه ستارگان فرو ريزند، از ابن عباس مرويست كه اول نور از كواكب زايل كنند و بعد از آن اجرام مظلمه آنها را منتثر سازند، و در تبيان آورده كه كواكب بر مثال قناديل معلقه از پيش طاق فلك بسلاسل نور آويختهاند و آن سلاسل بدست ملائكه است چون اهل آسمان بميرند سلاسل از دست ايشان بيفتد و كواكب بر زمين ريزند.
(٣)- وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ و آن گاه كه درياها روان كرده شوند يعني حايل از ميان آنها بردارند، و بعضى را راه در بعضى گشايند كه همه درياى شور و شيرين يك دريا گردند، و از حسن منقولست كه مراد آنست كه زمين همه آبهاى دريا را نشف كند پس جميع درياها خشك گردند و قطرهاى آب در آن نماند و بنا بر اين تفجير بمعنى تسجير است.
(٤)- وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ و آن گاه كه گورها زير و زبر كرده شود يعنى خاكهاى آن را منقلب سازند [١] و باطن آن را ظاهر گردانند تا همه مدفونات آن از اموات و غير آن ظاهر گردد پس همه مردگان زنده شوند، و گويند كه بُعْثِرَتْ مركبست از (بعث) و (راء) و نظير اينست (بحثرت) لفظا و معنى، حاصل كه چون امور مذكوره حادث شود.
(٥)- عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ بداند هر نفسى از آنچه از پيش فرستاده از طاعت و معصيت وَ أَخَّرَتْ و آنچه از پس گذاشته از توبه يا از تركه يا از فرايض كه صنايع كرده يا از سنت حسنه
[١] زمخشرى در كشاف گويد: بعثر مانند بحثر است معنا و لفظا و اصل بعثر بعث و اصل بحثر بحث است كه حرف راء بر آن دو زياد شده است و در تاج المصادر گويد: البعثرة شورانيدن و آشكار كردنست پس ترجمه آيه شريفه چنين است آن گاه كه گورها شورانده شود (يعنى زير و زبر كرده شود) و مدفونات آنها ظاهر گردد (و مردگان زنده شوند) چنان كه قبلا اشاره كرديم و بعدا نيز ذكر خواهيم كرد ابن انقلاب قبرها هنگاميست كه آن زلزله عظيم در تمام نقاط زمين پديدار آيد و آنچه در باطن زمين است بيرون افتد.