تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٥ - سوره البلد(٩٠) آيات ١٠ تا ٢٠
در اعتاق رقبه صرف كند يا در صله ذى رحم؟ گفت رقبه افضل است زيرا كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
(من فك رقبة فك اللَّه بكل عضو منها عضوا منه من النار)
يعنى هر كه آزاد كند رقبهاى را حق سبحانه آزاد كند بهر عضوى از آن رقبه عضوى را از او از آتش دوزخ، و نزد عكرمه فك رقبه بمعنى تخليص نفس است از ذنوب بتوبه و انابت، و نزد جبائى فك آن از عقاب بتحمل طاعت، و بدانكه مسغبة و مقربة و متربه كه بر وزن مفعلاند مصدراند مأخوذاند از سغب إذا جاع و قرب فى النسب يقال فلان ذو قرابتى و ذو مقربتى و ترب اذا افتقر و معناه التصق بالتراب و أما أترب فاستغنى أى صار ذا مال كالتراب فى الكثرة كما يقال اثرى:
و عن النبى صلى اللَّه عليه و آله فى قوله ذا مَتْرَبَةٍ
(الذى مأواه المزابل)
و وصف يوم بذى مسغبه از قبيل هم ناصب ذو نصب است و وصف يتيم بذا مقربه بجهت حث است بر تفضيل ذوى القربى كه محتاج باشند بر اجانب در اطعام، معاذ بن جبل از رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه
(من أشبع جائعا فى يوم سغب أدخل اللَّه يوم القيمة من باب من أبواب الجنة لا يدخلها الا من فعل مثل ما فعل)
يعنى هر كه سير گرداند گرسنهاى را در روز قحطى حقتعالى در روز قيامت او را در آورد از درى از درهاى بهشت كه داخل نشود در او هيچكس مگر كسى كه كرده باشد مثل آنچه او كرده، و جابر بن عبد اللَّه (ره) نيز از آن حضرت نقل كرده كه
(و من موجبات المغفرة اطعام المسلم السغبان)
از چيزهايى كه موجب آمرزش است طعام دادنست بمسلمانان گرسنه، از محمّد بن عمر بن يزيد منقول است كه من بابو الحسن على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء گفتم يا بن رسول اللَّه مرا پسرى است كه بيمارى صعب دارد در باره وى علاجى فرمان فرمود امر كن او را كه صدقه بدهد قبضهاى از طعام را بعد از قبضهاى چه حق سبحانه ميفرمايد فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ.
(١٧)- ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا اين عطفست بر اقْتَحَمَ و بلفظ ثُمَ بجهت تباعد ايمانست از عتق و اطعام در رتبه و فضيلت بسبب استقلال آن و اشتراط ساير طاعات به آن نه تباعد از آن در وقت زيرا كه ايمان سابقست بر غير خود و هيچ عمل صالح متحقق نميشود بدون آن، يعنى اقتحام عقبه نكرده آن انسان جاحد معاند پس بوده باشد از آنان كه ايمان آوردهاند وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ و وصيت كردهاند يكديگر را بشكيبايى بر طاعت يا از معصيت، يا در نصرت دين الهى بر انواع مشقت يا مطلق محن كه بآن مبتلا ميشوند وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ و وصيت نمودهاند ببخشايش و مهربانى به بندگان خداى خصوصا بر اهل حاجت و ذىقرابت، يا بموجبات رحمت