تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧١ - سوره النصر(١١٠) آيات ١ تا ٣
باو دهد و در آن نوشته باشد كه وى را امانست از حرّ جهنم و زفير و نيران و حق سبحانه آن نامه را ناطق گرداند تا آنچه در او است بر او مىخواند تا ببهشت رسد و در روز قيامت بر هيچ چيز نگذرد مگر كه او را بشارت دهند ببهشت و انواع نعم و اصناف مكرمت تا آنكه بجنّت عدن در آيد و در سراى خلد قرار گيرد.
و بدان كه چون حق سبحانه ختم سوره متقدمه نمود بذكر دين در اين سوره افتتاح فرموده بظهور دين و گفت:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ إِذا منصوبست بسبح و اصل استعمال آن از براى مستقبل است و اگر چه بر ماضى داخل شود پس آن مخبر است از وقوع شيء در زمان استقبال چون إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ و إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ و إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً و إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً و غير ذلك پس آيه بجهت آنكه متضمن اخبار و اعلامست بچيزى كه قبل از آن واقع شود پس از اعلام نبوت باشد، يعنى چون بيايد يارى كردن خداى كه آن ظفر دادن و غالب گردانيدن او است ترا بر قريش يا بر همه عرب وَ الْفَتْحُ و بيايد فتح مكه، و نزد بعضى مراد جنس نصرت او سبحانه است مر كافه اهل ايمان را و فتح مكه و ساير بلاد براى ايشان و تعبير از حصول بمجىء بر سبيل تجوز است بجهت اشعار بآنكه مقدرات متوجهاند از ازل بسوى اوقات معينه خود و متقربند بآن يعنى چون نصرت و ظفر متقربست بوقت خود پس مترقب ورود آن باش و مستعد شكر آن.
(٢)- وَ رَأَيْتَ النَّاسَ و چون ببينى مردمان را يَدْخُلُونَ در حالتى كه در آيند فِي دِينِ اللَّهِ در دين خداى كه اسلام است أَفْواجاً در آن حال كه جماعات كثيره باشند از پس آنكه يك يك و دو دو در دايره اسلام در ميآيند بعد از نزول اين سوره امر موعود متحقق شده اكثر قبايل بشرف اسلام رسيدند چون اهل مكه و طايف و يمن و هوازن و بنى اسد و فزاره و بنى مره و بنى الكلب و كنانه و بنى هلال و غير آن از قبايل عرب، و از مقاتل مرويست كه مراد بناس اهل يمناند. و از ابن عباس نيز منقولست كه چون اين سوره فرود آمد رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
اللَّه اكبر جاء نصر اللَّه و الفتح و اهل اليمن قوم رقيقة قلوبهم لينة طاعتهم، الايمان و الفقه يمانى و الحكمة يمانية
و بدانكه مى- تواند بود كه رأى بمعنى علم باشد و يَدْخُلُونَ مفعول دوم او يعنى چون بدانى كه مردمان داخل ميشوند در دين اسلام فوج فوج و گروه گروه.