تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤ - سوره الجن(٧٢) آيات ١٠ تا ١٩
و رحمت و تسميه عذاب بشر بجهت آنست كه متضمن مضرت است:
(١١)- وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ و بدرستى كه از جنس ما شايستگان هستند يعنى مؤمنان نيكوكار كه سابقاند در خيرات وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ و از ما گروهى هستند فروتر از صالحان يعنى ميانه روان يا غير صالحان كه طالحند و بدكاران كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً مضاف در اسم كان محذوفست يا در خبر آن، و قدد جمع قده يعني قطعهاى كانت طرائقنا طرايق مقطوعة متفرقة يعنى هست طرق ما طرق منقطعه از يكديگر يعنى مذاهب متفرقه مختلفه يا هستيم خداوندان طرق متفرقه و مذاهب مختلفه، و گويند كه طرايق منصوب بنزع خافض است اى فى طرايق متفرقة يعنى هستيم در طريقها و مذهبهاى مختلف، و از سدى منقولست كه الجن امثالكم فيهم قدرية و مرجئة و دهرية و رافضة و شيعة و غير ذلك من الصالح و الطالح.
(١٢)- وَ أَنَّا ظَنَنَّا ظن اينجا بمعنى علم و يقين است يعنى بدرستى كه يقين دانستيم كه أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ آنكه هرگز عاجز نتوانيم ساخت خداى را فِي الْأَرْضِ در حالتى كه در زمين باشيم يعنى هر جا كه ما هستيم در زمين نميتوانيم كه او را عاجز سازيم وَ لَنْ نُعْجِزَهُ و عاجز نمىتوانيم كرد او را هَرَباً در حالتى كه گريخته باشيم به اطراف آسمان يا بكوه قاف يا عاجز نتوانيم ساخت او را در زمين اگر بما اراده امرى نمايد و او را عاجز نميتوانيم كرد در گريختن و از اطراف آسمان بيرون رفتن اگر طلب ما كند، خلاصه سخن آنست كه هر جا كه هستيم در تحت فرمان اوئيم و در قبضه قدرت او و عدم امكان خروج ما از دايره حكم او اين وصف احوال جميع جنيان است و بيان عقايد ايشان يعنى همه ايشان خواه كه اخيار باشند يا اشرار يا مقتصد اعتقاد دارند بر آنكه خداى عزيز است و غالب بر وجهى كه هيچ مطلبى از او فوت نمىشود و هيچ مهربى موجب آن نيست كه ملتجى خود را از او برهاند.
(١٣)- وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى و بدرستى كه ما آن هنگام كه شنيديم قرآن را كه سبب هدايت عالميان است آمَنَّا بِهِ گرويديم باو يا بآنكس كه از وى شنيديم يعني حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و مقرر است كه هيچ پيغمبرى بجن معبوث نبوده الا حضرت خاتميت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه دعوت او بهمه انس و جن فرا رسيده و خوان تبليغ او در نظر خاص و عام كشيده فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ پس هر كه بگرود بپروردگار خود فَلا يَخافُ پس او نترسد بَخْساً از نقصاني در جزاى او وَ لا رَهَقاً و نه از لحوق ظلم و غشيان كراهت و مذلت بلكه اجر او بر اتم وجه باشد زيرا كه او بخس حق كس نكرده و رهق ظلم احدى ننموده، آيه دالست بر آنكه از حق مؤمن آنست كه از مظالم مجتنب باشد و منه
قوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم المؤمن من أمنه الناس على أنفسهم و أموالهم
و از ابن عباس