تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٩ - سوره البلد(٩٠) آيات ١ تا ٩
العرض و غير محترم در آن پس بنا بر اين اين بلد را حرمتى نباشد تا بآن سوگند توان خوردن و اينقول مرويست از ابو مسلم، و نيز از حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام مأثور است كه
كانت قريش تعظم البلد و تستحل محمّدا فيه فقال لا اقسم بهذا البلد
يعنى قريش تعظيم اين بلد ميكردند و استحلال عرض پيغمبر مينمودند حق سبحانه اين آيه فرستاد و فرمود اى محمّد با وجود عظم حرمت تو ايشان قصد استحلال تو ميكنند در آن و اخراج ترا از آن حلال ميدانند هم چنان كه صيد را در غير حرم حلال ميدانند و حال آنكه در آن قاتل پدر خود را مؤاخذه نميكنند و پوست درخت حرم را بگردن خود ميآويزند پس ايمن مىشوند از قصاص و غيره و هيچكس متعرض ايشان نمىشود بجهت ملاحظه حرمت حرم، حاصل كه چون ايشان مستحل عرض آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بودند و استحلال غير او تجويز نميكردند حق سبحانه باين آيه ايشان را عتاب فرمود و عيب كرد، بعد از آن عطف كرد بر اينقسم مقسم به ديگر را و فرمود:
(٣)- وَ والِدٍ و سوگند بپدر يعنى آدم كه ابو البشر است و خليقه او اعجب از خليقه ذريت ويست يا ابراهيم عليه السّلام كه پدر حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و بانى كعبه معظمه است در مكه شريفه وَ ما وَلَدَ و بآنچه زاده است آن را آدم كه جميع ذريت وىاند كه عمار ارضاند يا انبياء و اوصياء و اتباع ايشان و اينقول ابو عبد اللَّه عليه السّلام است و بنا بر آنكه مراد بوالد ابراهيم عليه السّلام است مراد بولد يا عربند كه از اولاد ويند و مكرم و معز زاند و مختص بآن بلد و يا حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و تنكير والد بجهت تعظيمست و ايثار (ما) بر (من) بجهت معنى تعجبست كما فى قوله تعالى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ و گويند مراد به والِدٍ وَ ما وَلَدَ هر ولد است كه بودهاند و خواهند بود و بر هر تقدير جواب قسم اينست كه:
(٤)- لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ بدرستى كه ما آفريديم آدمى را فِي كَبَدٍ در سختى و رنج واصله من قولك كبد الرجل كبدا فهو أكبد اذا وجعت كبده و انتفخت، و بعد از آن آن را استعمال كردهاند در هر تعب و مشقت بر سبيل اتساع و تجوز و مكابده از اين مشتق است و شبهه نيست در اينكه آدمى بانواع تعب و مشقت گرفتار است و در مبدء و منتهى از ظلمت رحم و مضيق آن و تولد و رضاع و فطام و معاش و تكليفات شرعيه و موت و بعث و حساب و عقاب و غير آن از ساير مصائب دنيا و شدائد آخرت، و مقسم از ابن عباس روايت كرده كه كبد بمعنى استوا و استقامتست يعنى آفريديم آدمى را منتصب القامه و ايستاده بر هر دو پاى خود بر خلاف حيوانات ديگر كه ايشان بر وى افتاده براه ميروند، و نزد بعضى مراد بكبد شدت امر و نهى است و معنى آنست كه ما آدمى را خلق كرديم از براى آنكه متعبد شده در عبادات شاقه تا بداند كه دنيا دار مشقت و محنتست و جنت دار رياض