تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٨ - سوره العلق(٩٦) آيات ١٠ تا ١٩
و من غنى يطغينى
بار خدايا من پناه ميگيرم بتو از درويشى كه مرا از ياد مردم ببرد و از توانگرى كه مرا طاغى سازد، و بعد از آن بطريق التفات خطاب بانسان ميكند از روى تهديد و تحذير از عاقبت طغيان و مىفرمايد:
(٨)- إِنَّ إِلى رَبِّكَ بدرستى كه بسوى آفريدگارتست الرُّجْعى بازگشتن همه در آخرت پس همه طاغى و كافر نعمت را بسزاى خود خواهد رسانيد، و هر گاه مآل كار چنين باشد چگونه كسى بسبب مال طاغى شود و عبادت حق را فرو گذارد. و گويند كه آيه مذكوره و آنچه بعد از اين است در شأن ابو جهل بن هشام نازل شده، و در روايت آمده كه ابو جهل حضرت رسالت را گفت تو دعوى ميكنى كه هر كه مستغنى باشد طاغى ميشود تو كوه مكه را طلا و نقره گردان شايد كه ما بعضى آن را فرا گيريم و طاغى شويم پس دست از دين خود باز داريم و تابع دين تو شويم جبرئيل عليه السّلام فرود آمد و گفت اگر ميخواهى اين چنين كنيم اما اگر بعد از اين ايمان نيارند آنچه باصحاب مائده بجا آورديم بايشان نيز بفعل خواهيم آورد حضرت دست از دعا باز داشت بجهت ابقاى ايشان تا شايد ايمان آرند، و مسلم در صحيح خود آورده كه روزى ابو جهل باصحاب خود گفت اين محمّد در ميان شما نماز ميگذارد و روى بر خاك ميمالد و شما او را مىگذاريد و هيچ نميگوئيد فو الذى يحلف به لئن رأيته يفعل ذلك لوطئت عنقه پس بحق آن كسى كه باو سوگند ميخورند كه اگر او را ببينم كه نماز گذارد پاى بر گردن او نهم و او را در زير پاى خود هلاك گردانم گفتند وى اين ساعت نماز ميگذارد او بشتاب تمام بجانب آن حضرت شتافت و بدو نارسيده بازگشت رنگ زرد كرده و لرزه بر اعضاء افتاده گفتند يا ابا الحكم ترا چه رسيد گفت چون رفتم كه قصد محمّد كنم ميان خود و محمّد خندقى ديدم از آتش و اژدهايى كه دهن باز كرده و مرغان پر در پر بافته اين خبر بحضرت رسيد فرمود
و الذى نفسى بيده لو دنى منى لاختطفته الملائكة عضوا عضوا
بخدايى كه جان من در قبضه قدرت او است كه اگر بمن نزديك شدى فرشتگان او را پاره پاره كردندى و عضو عضو او را بر بودندى پس اين آيه نازل شد كه:
(٩)- أَ رَأَيْتَ آيا مىبينى تو الَّذِي يَنْهى آن كس را كه باز ميدارد.
(١٠)-
عَبْداً بنده كامل را يعنى محمّد إِذا صَلَّى در وقتى كه نماز ميگذارد و لفظ عبد و تنكير او بجهت مبالغه است در تقبيح نهى و دلالت بر كمال عبوديت منهى و معنى استفهام تعجيب است مر مخاطب را حاصل كه حق سبحانه بر طريق تعجيب خطاب بحبيب خود ميكند كه اى محمّد خبر ده بمن شخصى كه منع صلوة كند و بنده را از نماز باز دارد جزاى او چگونه باشد و حال او نزد خدا بر چه وجه باشد و عقوبت او در چه مرتبه بود و حذف اينكلام بجهت دلالت سوق آيتست بر