تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٠ - سوره الضحى(٩٣) آيات ١ تا ١١
بتمرة
هر كه مسرت بدل بنده مؤمن رساند اگر چه بدان خرمايى باشد، ابراهيم ادهم گفته كه سايلان چه نيكو مرد مانند بدر خانه ما مىآيند كه هيچ داريد كه براى شما بر- داريم و پيش از شما توشه راه شما كنيم و براى شما بقيامت بريم و ذخيره بهشت كنيم، و از ابو عبد اللَّه عليه السّلام منقول است كه
ان اللَّه تبارك و تعالى يقول ما من شيء الا و قد وكلت من يقبضه الا الصدقة فانى اتلقفها بيدي تلقفا حتى ان الرجل يتصدق و المرأة لتصدق بتمرة او بشق تمرة فاربيها له كما يربى الرجل فلوه و فصيله فيلقانى يوم القيامة و هى مثل جبل احد
يعنى حق سبحانه ميفرمايد كه هيچ چيزى نيست مگر كه غير خود را وكيل گردانيدهام كه قبض آن كند الاصدقه كه من او را فرا ميگيرم و كسى را در آن وكيل نميگردانم تا آنكه اگر مردى و زنى بتمرهاى يا نصف تمرهاى صدقه كند من او را پرورم هم چنان كه شخصى كره اسب و شتر بچه خود را پرورد و چون روز قيامت بمن رسد آن صدقه مانند كوه احد باشد، و بعد از نهى حقتعالى حبيب خود را از قهر و زجر سائل و يتيم باو أمر ميفرمايد كه:
(١١)- وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ و اما بنعمت پروردگار خود كه آن نعم مذكوره است از عطا بر وجه رضا و ايواء و هدايت و اغناء يا جميع نعماء فَحَدِّثْ پس حديث كن يعنى آن را به بندگان من اعلام نماى و افشاى آن كن كه تحدث بنعم شكر منعم است و اخفاى آن مظنه كفران نعمت، و در حديث آمده كه
من لم يشكر الناس لم يشكر اللَّه، و من لم يشكر القليل لم يشكر الكثير، و التحدث بنعم اللَّه شكر و تركه كفر
يعني هر كه شكر مردمان نگويد شكر خدا نكند و هر كه بر اندك شكر نكند بر بسيار نيز شكر نخواهد كرد و سخن كردن بنعمت خدا يعنى اظهار آن كردن شكر است و ترك تحدث آن نمودن كفرانست، مجاهد گفته كه مراد بنعمت نبوتست كه اعظم نعمست و تحدث بآن تبليغ آنست بهمه خلقان، و نزد كلبى نعمت قرآن است و تحدث نمودن آن تلاوت كردن آنست، و مصدق معنى اولست قول صادق عليه السّلام كه
معناه فحدث بما اعطاك اللَّه و فضلك و رزقك و أحسن اليك فهداك
در فتوحات مذكور است كه نعمت چيزيست محبوب بالذات و منعم عليه در اغلب شكور ميباشد پس حق سبحانه حبيب خود را فرمود كه از نعمت من سخن گوى كه بندگان محتاجند و محتاج چون ذكر منعم شنود ميل كند بدو و او را دوست دارد يا بجهت تحدث بنعمت من خلق را دوست من گرداني كه من ايشان را دوست دارم.