تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٢ - سوره القدر(٩٧) آيات ١ تا ٥
و هر كه آن را ده بار بخواند هزار گناه از ديوان او محو كرده شود.
و ببايد دانست كه چون حق سبحانه ختم سورة العلق را نمود بامر بسجود و تقرب بخدا افتتاح اين سوره كرد بذكر ليلة القدر كه تقرب در او بيشتر است از بواقى ليالى و ايام سال فكانه قال اقترب اليه فى ساير الأوقات خصوصا فى ليلة القدر، و ابو مسلم گفته كه چون حق سبحانه در سورة العلق امر كرد بقرائت قرآن در اين سوره بيان نمود كه انزال آن در ليلة القدر است و فرمود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ثعلبى در تفسير خود از وهب بن منبه روايت كرده كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله اصحاب را خبر داد كه در بنى اسرائيل عابدى بود كه نام او شمسون بود و هزار ماه سلاح پوشيده در راه خدا جهاد كرد اصحاب متعجب شده گفتند ما با اين عمرهاى كوتاه و عملهاى قاصر بچنين دولتى چگونه توانيم رسيد حق سبحانه اين سوره را فرستاد كه:
(١)- إِنَّا أَنْزَلْناهُ بدرستى كه ما فرستاديم قرآن را فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ در شب قدر يعنى ابتداء نزول آن در اين شب بود يا تمام قرآن در آن شب از لوح محفوظ بآسمان دنيا آمد و در بيت العزه سفره [١] سپرده شد و روح الامين اين سوره [٢] را در مدت بيست و سه سال آيه آيه و سوره سوره بحسب مصالح بدنيا آورده اينقول معظم مفسرين است و كنايه غير مشهور اشعار است بر قدر و شهرت قرآن يعنى از بزرگى قدر و شرف مرتبه و شهرت مستغني است از تصريح هم چنان كه بجهت تعظيم آن اسناد انزال آن را بخود اختصاص داد، و در وقت متبرك آن را فرو فرستاد و بعد از آن تكريم و تفخيم آن فرمود بقوله:
(٢)- وَ ما أَدْراكَ و چه چيز ترا دانا گردانيد تا بدانى ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ چيست شب قدر يعنى در ايه تو بغايت فضل و منتهاى علو و قدر آن نميرسد و بجهت قدر و عزت و شرف اين شب است كه هر كه در او طاعت كند عزيز و مشرف گردد و عملى كه در او واقع شود بنزد خداى با قدر بود.
ابو بكر وراق گفته كه تسميه آن بقدر بجهت آنست كه هر بىقدرى كه در اينشب احياء كند با قدر
[١] سفرة جمع سافر است چون كتبة و كاتب و سافر هر گاه مأخوذ از سفارت باشد پس بمعنى سفير است و مراد از سفرة فرشتگانى هستند كه سفارت دارند ميان خداوند و پيغمبران و هر گاه از سفر گرفته شود پس بمعنى نوشتن و مراد از سفرة فرشتگان نويسنده خواهند بود مثل قوله تعالى بِأَيْدِي سَفَرَةٍ.
[٢] دانشمند معاصر چنين نوشته: در همه نسخهها كه ديديم همين بود و بنظر ميآيد كه بجاى (سوره) قرآن صحيح باشد نگارنده گويد مسلما همين است و البته اين غلط ناشى از ناسخين است و عين اين كلام بعربى در مجمع و انوار و سائر كتب تفسير مسطور است در آنها صريحا قرآن مذكور است نه سوره.